هند

هندوستان

جواهرات هندی

http://models.snm.ir/

http://models.snm.ir/

http://models.snm.ir/

http://models.snm.ir/

 


بقیه عروس خانمهای خوشکل در ادامه مطلب...

 



indian_bridal_make_up5.jpg image by indianproposal

indian_bridal_make_up1jpg.jpg image by indianproposal

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 10:54  توسط shiiva shahbazi  | 

نقش حنا بر روی بدن که در هند مخصوصا در عروسی خیلی مرسوم است



 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 19:56  توسط shiiva shahbazi  | 

لباس وآرایش هندی2


 

.











 


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 19:53  توسط shiiva shahbazi  | 

لباس عروس هندی1 بقیه عکس در ادمه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 18:1  توسط shiiva shahbazi  | 

عکسهایی از عروسی آیشواریا رای

عکسهایی از عروسی آیشواریا رای




 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 12:56  توسط shiiva shahbazi  | 

کارت پستال جدید

cartpostal-vv44.tk


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 12:51  توسط shiiva shahbazi  | 

روز سوم سفر رشید >گاندی

گاندی چاپ ارسال به دوست
رشید شهرت   
۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA امروز زودتر از بقیه روزها بیدار می شویم، حدود ساعت 8 صبح است و قبل از خوردن صبحانه به سراغ کافی نت می رویم. بعد از 40 دقیقه بر می گردیم به پذیرشگاه.

دم در ورودی یکی از دوستان زرتشتی که اینجا دانشجو است را می بینیم، حدود سه سال است که درهند است و او را ندیده ایم. می گوید با خواندن این گزارشها فهمیده است که ما به اینجا آمده ایم.

همراهش می کنیم و به سراغ صبحانه می رویم همچون روزهای گذشته تخم مرغ نیمرو یا املت، کره مربا و چای شیر در انتظارمان است. راهنمایمان نیز از راه می رسد. در زمان خوردن صبحانه می فهمیم که دوست دانشجوی ما هم از برگزارکنندگان همایش جوانان هندوستان است. می پرسیم: واقعا فرمها نرسیده، پاسخ می شنویم:چرا رسیده است. فقط اگر می توانید یک عکس بدهید برای کارتهایتان.

سفر به هندوستان


سفر به هندوستان

بعد از صبحانه تصمیم می گیریم اول عکس بگیریم، در مسیر رفتن به عکاسی هند، آب نارگیل تازه هم می خوریم، و البته میوه ای که مزه آن بسیار شبیه خرمالو است.

عکسهای هندی هم بد نیستند. 8 عکس، 50 روپیه آب می خورد.

سفر به هندوستان


سفر به هندوستان


سفر به هندوستان

آقاخان پلس یا کاخ آقاخان محلی است که به دیدن آن می رویم. راهنمایمان در این مورد می گوید. اینجا کاخ بزرگ فرقه اسماعیلیه است. البته خود آقاخان اکنون در انگلستان است. اسماعیلیه یکی از فرقه های شیعه به حساب می آید و این کاخ حدود 100 سال پیش توسط آقاخان ساخته شده است. نکته ی مهم آن این است که در طول سالهای انقلاب هند، مدت زمانی گاندی رهبر انقلاب، در این خانه تحت نظر بوده است.

سفر به هندوستان

100 روپیه پولی است که خارجیها باید برای بازدید از این مکان بدهند و جالب است بدانید هندی ها تنها کافی است 5 روپیه پرداخت کنند.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

از کل اتاقهای کاخ 3 یا 4 تای آن برای بازدید است که جالب است بدانید در هیچ کدام از اتاقها چراغی روشن نیست، به ماموری که همراهمان است می گوییم چراغ روشن کند. نمی فهمیم چه می گوید.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

عکسهایی از گاندی و دیگر رهبران هندوستان، مجسمه ها و اتاقی که گاندی در آن بوده است و حتی حمام گاندی به نمایش گذاشته شده است.

سفر به هندوستان

پرچمی که گاندی برای تاکید بر استفاده از تولیدات وطنی طراحی کرده است، نیز دیدنی است.

سفر به هندوستان

و پارچه هایی که توسط همسر گاندی و در همان راستا تهیه شده است، همچنان نگهداری می شود.

سفر به هندوستان

در این میان دادا بایی ناروجی یکی از رهبران انقلاب هند، فردی پارسی است و به قول راهنمای ما تاثیر پارسی ها در انقلاب هند بعد از هندوها بوده است که با توجه به جمعیت اندکشان بسیار قابل ملاحظه است.

سفر به هندوستان

ژنرال اردشیر کاتلی دیگر پارسی است که عکس او را در میان تصاویر پیدا می کنیم.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

در بخشی از فضای باز کاخ یادبودهایی برای گاندی و همسرش ساخته شده است که از آنها نیز دیدن می کنیم.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

اما در فضای باز کاخ، گیاهان و درختان دیدنی فراوانی وجود دارند. درختانی که ریشه های هوایی دارند و در فصل باران این ریشه ها رشد می کند و به زمین می رسد و بعد از مدتی به درختی دیگر تبدیل می شود. درختان بزرگ و گلهای زیبا کم نیستند.

سفر به هندوستان

در هنگام خروج نیز گروهی از هندوها را می بینیم که مشغول به بازی کریکت هستند.

سفر به هندوستان

دوباره به سراغ آتشکده جمشیدجی می رویم اما این بار با وجود آنکه یک ساعت زودتر رسیده ایم باز هم بسته است. داخل خیابانی می شویم که همه ی آن متعلق به پارسیان بوده است و با نام دستور مهر نامیده می شود.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

در حالی که خیابان را طی می کنیم دفتر انجمن پونه توجه مان را جلب می کند. وارد دفتر می شویم. با خانمی که مسئول دفتر است صحبت می کنیم. از قرار معلوم ایرانی است ولی به جزچند واژه دری چیزی از زبان دری نمی داند.

سفر به هندوستان

سه مجتمع پارسیان در پونه را برایمان بر می شمرد. مدی کالنی، اردشیر باغ و پونه پارسی پنچایت کالنی، از دخمه پونه و نیاز آن به بازسازی می گوید و ادامه می دهد زرتشتیان هنگ کنگ برای اینکار کمک کرده اند، اما ایرانی ها کمک نمی کنند.

می پرسد آیا سدره و کشتی به تن داریم و تا نبیند خیالش راحت نمی شود.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

از او خداحافظی می کنیم و مسیر خودمان را ادامه می دهیم. در این خیابان خانه های فقیرانه ای نیز وجود دارد که متعلق به پارسیان است و متوجه می شویم، اوضاع همه پارسیان هم خوب نیست.

 
دانشگاه سپنتا محل دیگری است که از آن بازدید می کنیم و با رئیس این دانشگاه به صحبت می نشینیم. گزارش این بازدید را به صورت مفصل فردا برایتان می فرستم اما فعلا به همین بسنده کنید که این دانشگاه در حال حاضر در مقاطع فوق لیسانس و دکترای فلسفه زرتشت دانشجو می پذیرد و به صورت مجازی و اینترنتی نیز این رشته ارائه می شود و تا به حال تنها یک نفر به نام دکتر خلیلی در این دانشگاه موفق به دریافت مدرک دکترا شده است.

وقتی از دانشگاه خارج می شویم یکی از زرتشتیان ایرانی که سالها است در هند ساکن است را می بینیم فردی به نام ایرج که ساکن نرسی آباد است، همراهمان می شود و برای دیدن آتشکده که بالاخره در آن باز شده است حرکت می کنیم. اول باید کشتی نو کنیم و بعد وارد آتشکده می شویم، اینجا هم چاه بزرگی دارد که پر از ماهی و لاک پشت است.

اتاق آتش را به دلیل تعمیرات تغییر داده اند و آتشدان را به جای دیگری برده اند. جالب است که وقتی خارج می شویم می بینیم که شکل یک خروس در بالای ساختمان قرار دارد.

در کنار آتشکده مغازه یکی از پارسیان قرار دارد که اچر خوبی دارد. مقداری از او خرید می کنیم.

و به سراغ یکی از سه کولونی پارسی ها می رویم. مدی کولونی در همان نزدیکی ها است. مجتمعی مشابه رستم باغ با خانه های فراوان که در کنار یکدیگر به ردیف قرار گرفته اند. البته این مجتمع در مقایسه با ..... چندان مدرن نیست.

سفر به هندوستان

کارخانه نوشابه سازی و یخ سازی یکی از پارسیها نیز جای دیگری است که برای دیدن آن می رویم.

بعد از خوردن ناهار در یک رستوران که زمانی یک ایرانی زرتشتی نیز از شرکای آن بوده است به پذیرشگاه برمی گردیم. البته ساعت حدود 5 پسین است.

سفر به هندوستان
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 14:51  توسط shiiva shahbazi  | 

روز دوم سفر رشید

ذائقه تند هندی ها چاپ ارسال به دوست
رشید شهرت   
۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۹
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA پیش از ساعت 9 از خواب بیدار می شویم. قبل از رفتن به کافی نت، نوبت صبحانه است. امروز در هنگام صبحانه خانواده های بیشتری را می بینیم. که در پذیرشگاه هستند. فردی به نام عادل نیز حضور دارد از ما می پرسد که برای همایش جوانان آمده ایم، پاسخ می دهیم بله. می گوید فرمهای ایران نرسیده و دوباره به ما فرم می دهد تا پر کنیم.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

در همین حین راهنما که شب پیش به بمبئی رفته بود تا یکی دیگر از دوستانمان را بیاورد از راه می رسد. از او به خاطر زحمات فراوانش سپاسگزاری می کنیم. بعد از خوردن صبحانه به کافی نت می رویم. امروز نمی شود با یاهو به راحتی عکس و خبر را فرستاد. اما بالاخره موفق می شویم.

بعد از چک کردن ایمیلها و سایتها به پذیرشگاه بر می گردیم. کمی مجله سخن نو که راهنمای ما سردبیر آن است را می خوانیم. ماهنامه ای فارسی زبان که توسط دانشجویان ایرانی ساکن هند چاپ می شود و به صورت رایگان در میان ایرانیان سراسر هندوستان توزیع می شود. برایمان این همت و تلاش خیلی جالب است و به آن کمی قبطه می خوریم.

یکی از دوستان فایل صوتی را از ایران ایمیل کرده که آن را پیاده کنم چند بار آن  را گوش می دهم ولی هر بار در میان کار به خواب می روم.

حدود ساعت یک بعدازظهر یکی از فرزندان راهنما به جای پدرش می آید.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

اولین برنامه ی ما خوردن ناهار است. ناهار را در یکی از رستورانهای تمیز پونه هستیم. چهار نوع غذای مختلف هندی را سفارش می دهیم تا در یک روز طعم برخی از غذاهای هند را بچشیم.

یکی از بچه ها، یک لقمه می خورد و دیگر قادر به خوردن نیست، دیگری تا ته بشقاب را بالا می آورد و تازه به سراغ ناهار بقیه هم می رود.

به هر حال تجربه خوب، تمیز و تندی از غذاهای هندی بود.

 
سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

در ادامه به سوی یکی دیگر از آتشکده های پارسیان می رویم.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

در طول مسیر صحنه های جالبی برای دیدن وجود دارد.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

اما آتشکده سر جمشید جی جی بایی تعطیل است در واقع موبدان نیستند و رفته اند برای استراحت و ناهار، چند عکس می گیریم و راه می افتیم.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

سوار ریکشا می رویم تا به سمت یکی از بازارهای بزرگ پونا برویم. جمعیت بسیار زیادی را می بینیم که در بازار پراکنده هستند. بازای شبیه به بازارهای قدیمی ایران ولی بدون سقف و پر از آدم.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان


سفر به هندوستان


سفر به هندوستان


سفر به هندوستان

در کنار بازار نیز معابد کوچک و بزرگ هند فراوان هستند و البته افراد زیادی که برای این زایران این معابد گل و نارگیل می فروشند.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

با وجود گرمای فراوان هوا، موج جمعیت بسیار دیدنی است. امروز بیشتر مشغول تماشا هستیم و کمتر به خرید می پردازیم.

سفر به هندوستان

دوباره سوار ریکشا می شویم و باز هم به سینما می رویم. شنیده ایم که فیلم آواتار را به صورت سه بعدی در یکی از سینماهای پونا هنوز بر روی پرده است و نمی خواهیم این فرصت را از دست بدهیم. با وجود آنکه این فیلم پر فروش جهان را دیده ایم ولی تماشای آن به صورت سه بعدی و در یک سینمای عالی، حال و هوای دیگری دارد. البته یکی از بچه ها به دلیل خستگی برخی از لحظات فیلم را در خواب می گذراند.

  سفر به هندوستان

حدود ساعت هشت و نیم راهی رستورانی ایرانی می شویم که شام را در آنجا بخوریم. این بار ریکشای ما راه را گم می کند و بعد از کمی پرسه زدن از آن پیاده می شویم ولی اتفاقی بقیه بچه ها را پیدا می کنیم و با هم به سمت رستوران حرکت می کنیم.

سفر به هندوستان

این بار تنوع غذایی را بیشتر می کنیم. هم کوبیده سفارش می دهیم. هم غذای چینی و البت سوپی هندی.

در آن رستوران با ایرانی های دیگری که بیشتر آنها دانشجو هستند هم آشنا می شویم و به گفتگو با آنها می نشینیم و از اوضاع و احوال هند می پرسیم. می بینیم که در برخی موارد چنگی به دل نمی زند.

خلاصه حدود یازده شب است که به خوابگاه می رسیم و برای نوشتن خبر امروز آماده می شویم.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 14:50  توسط shiiva shahbazi  | 

روز اول سفر رشید

هندوستان کشوری برای همه چاپ ارسال به دوست
رشید شهرت   
۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA حدود ساعت 3 صبح است که به فرودگاه امام خمینی می رسیم. چهار نفر از جوانان زرتشتی ایرانی که راهی کشور هندوستان هستیم تا هم چند روزی در هند بگردیم و هم در همایش جوانان زرتشتی هندوستان شرکت کنیم.
در همان ابتدا وقتی چمدانهایمان را از نخستین گیت فرودگاه امام عبور می دهیم، کوله پشتی یکی از بچه ها گم می شود، کوله پشتی که حاوی مدارک مهم بوده است. همه جای سالن فرودگاه را می گردیم، اما اثری از کوله نیست، به پلیس فرودگاه می گوییم که دوربین ها را چک کند، در همین اثنا است که کوله پیدا می شود. نفس راحتی می کشیم و با حواس جمع تر مراحل دیگر را طی می کنیم.

سفر به هندوستان

پروازمان ساعت 6 صبح است، ولی به قول کاپیتان کمی تاخیر دارد. بعد از نیم ساعت حرکت می کنیم. در تمام طول پرواز به فکر کشور هندوستان و حرفهایی که در این مورد شنیده ایم هستیم. به ما گفته اند در گرمترین زمان ممکن راهی بمبئی هستیم و در مورد آلودگی های فراوان آنجا برایمان توضیح داده اند.

سفر به هندوستان

سه ساعت بعد از بالای بمبئی عبور می کنیم در کنار برجهای بلند، خانه های فراوانی که بیشتر باید آنها را آلونک نامید دیده می شود. وقتی هواپیما می نشیند، نیم ساعت طول می کشد تا به جایگاه برسد، به گفته کاپیتان فرودگاه بمبئی یک جایگاه سالم بیشتر ندارد. خلاصه وارد فرودگاه می شویم. وارد یک صف طولانی می شویم که چندین بار دور می زد تا بالاخره به محل چک کردن ویزا و پاسپورت می رسیم.

سفر به هندوستان

فرمی به ما داده اند که مشخصات خود و دلیل سفر را در آن بنویسیم، یکی از پرسشها محل اقامت است، این قسمت را خالی می گذاریم. مامور پذیرش از من می پرسد کجا می روید. می گویم هتل. می گوید چه هتلی. پاسخ می دهم برای همایش جوانان پارسی آمده ام. وقتی نام پارسیان را می شنود. کار ما راه می افتد و بی خیال محل هتل می شود.

 
بعد از چک کردن ویزا نوبت گرفتن چمدان ها است، اینجا هم درست و حسابی معطل می شویم، یک سری از چمدان ها از راه می رسد، البته در این بین چند باری دستگاه خراب می شود. بعد حدود نیم ساعت هیچ خبری نیست تا اینکه بخش دوم چمدان ها از راه می رسد.

وقتی از در ورودی سالن فرودگاه پایم را به بیرون می گذارم، گرمای فراوان بمبئی را احساس می کنم. بقیه نیز چنین حالتی را دارند. در همان موقع شیشه عینکم را هرم می گیرد و دیگر چیزی نمی توانم ببینم. سریع شیشه عینک را تمیز می کنم. بقیه بچه ها که وضع بهتری داشته اند. راهنمایمان را پیدا می کنند.

سفر به هندوستان

راهنمایمان از زرتشتیان ایرانی است که چند سالی است ساکن هندوستان است و امروز چند ساعتی برای ما در فرودگاه منتظر شده است و حتی فکر کرده که پرواز ما کنسل شده. بعد از سلام و احوال پرسی وقتی می بیند ما حسابی عرق کرده ایم می گوید تازه اکنون هوای بمبئی کمی خنک شده است و دو سه روز گذشته باران آمده است.

سفر به هندوستان

راهنما برایمان ماشین کولردار می گیرد تا به سمت پونه حرکت کنیم. البته با توجه به داشتن چمدان ها کمی جایمان تنگ است. راهنما می گوید امروز را با ماشین کولردار می رویم. ولی برای روزهای آینده باید با اتوبوس و قطار عادت کنید.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

در طول مسیر ماشین های سنگین و سبک زیادی با آرم تاتا را می بینیم حتی بخشی از جاده بمبئی-پونه توسط گروه تاتا ساخته شده است.

در کنار ماشینهای به روز جهان، سه چرخه هایی را می بینیم که بسیار ابتدایی هستند. در یک خیابان مغازه های باشکوهی وجود دارد و خیابان دیگر پر از مغازه های کوچک و آدمهای بی خانمان است.

سفر به هندوستان

 

دو سه ساعت طول می کشد که به پونه برسیم. در طول مسیر پرسشهای زیادی را از راهنما می پرسیم. وی نیز توضیحات فراوانی را در مورد هند و پارسیان هند می دهد، همچنین جاهای معروفی که از آنها می گذریم را معرفی می کند. به گفته راهنما حدود 15 هزار پارسی در پونه و 90 هزار در بمبئی زندگی می کنند. اینگونه که وی می گوید پونه شهری دانشگاهی است و جالب است که زرتشتیان قدرت فراوانی در این شهر دارند از بیمارستان تا فروشگاه و رستوران های بزرگ، حتی دانشگاهی که متعلق به پارسیان است.

 

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

حدود 5 پسین وارد پادومجی پارادایز می شویم. مجتمعی مسکونی که یکی از ساختمانهایش متعلق به پارسیان و در واقع پذیرشگاه است. برای تجسم این پذیرشگاه وضعیت پیشین پذیرشگاه پارسایی را به یاد بیاورید. البته ما از دیدن اینجا زیاد تعجب نکردیم با حرفهایی که شنیده بودیم در انتظار جای بدتری بودیم.
سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

راهنما می رود برایمان غذای ایرانی بیاورد و ما هم کمی استراحت می کنیم. بعد از خوردن زرشک پلو با مرغ در حالی که ساعت حدود 7 است. کمی در بازار پونه می گردیم.

سفر به هندوستان

 

گردشمان را از یک مال مدرن امروزی آغاز می کنیم. و بعد حدود دو ساعت در خیابانهای مسیری که تا پذیرشگاه باید بیاییم می گردیم. جای جالبی است. مغازه های بسیار معروف و با کلاس در کنار دستفروشها و مغازه های بسیار حقیر، اتومبیلهای باکلاس در کنار سه چرخه ها و موتورها، معبدهای کوچک و زیاد هندوها، خانمهایی که موتور سوارند، دستفروشهایی که انواع غذاهای سنتی را می فروشند، سگها و گاوهای فراوانی که در گوشه گوشه ی خیابانها رهایند و کسی نگاهشان هم نمی کند. انسانهایی با حجابها و لباسهای گوناگون که با آزادی مشغول رفت و آمد هستند و مغازه های فراوان پارسیان که در خیابانهای مختلف با آنها روبرو می شویم.

سفر به هندوستان

سفر به هندوستان


سفر به هندوستان

سفر به هندوستان

خلاصه حدود ساعت 10 شب به پذیرشگاه باز می گردیم. برنامه هایمان را مرور می کنیم و به دلیل خستگی فراوان سریع می خوابیم تا فردا.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 14:47  توسط shiiva shahbazi  | 

این یک کارت پوستال زیبا از یک دوست عزیز به من است به ادامه مطلب بروید

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 14:12  توسط shiiva shahbazi  | 

زندگی در هند

زندگی در هند

 

یکی از عوامل تاثیر گذار در انتخاب یک کشوربرای ادامه تحصیل سطح زندگی در آن کشور است.خب برای بحث در این باره باید اشاره کرد که هند هم مانند سایر (در هر شهر) دارای محله های پایین شهر و بالا شهر است.که مسلما در مناطق بهتر سطح زندگی بالاتر است.اما به طور کل نمی توان از این واقعیت که سطح امکانات رفاهی در ایران بالاتر از اینجاست چشم پوشی کرد.امکاناتی مثل گاز یا آب. یا....در این جا گاز لوله کشی وجود ندارد وگاز ها به صورت کپسول هستند...و همچنین آب شیر ها که تصفیه نشده است و برای کارهای که توسط آب انجام میشوند از بسته ها ی 20 لیتری آب استفاده کرد که خب این دو هر کدام سختی های خاص خودش را دارد.....

یکی دیگر از مشکلات هند تعداد زیاد فقرا در شهر است که این مسئله به خودی خود از زیبایی چهره ی شهر می کاهد.زاغه نشین هایی که در سطح شهر پراکنده هستند,کودکانی که به گدایی مشغول هستند و....

سومین مشکل هند شاید همان جمعیت بسیار بالا باشد که این مسئله باعث به وجود آمدن خیابان های بسیار شلوغی شده است که رانندگی در آن واقعا مشکل است.

آب و هوای هند هم گاهی آزار دهنده است.البته نه در همه ی شهر ها...در زمانهای اندکی در ماه اردیبهشت هوا گرمتر و شرجی تر میشود که معمولا ایرانیان دانشجو در این ماهها به کشورشان مسافرت میکنند.

اما در مقابل اگر بخواهیم برخی از محاسن هند را برگزینیم(از نظر زندگی شهری) که باعث میشود این کشور را برای تحصیل انتخاب کنیم

مردو هند برعکس بسیاری از مردم جهان به خارجی ها علاقه مندند و به شما به عنوان یک خارجی احترام بسیار زیادی می گذارند.

امنیت در این کشور واقعا بالا است.به طوری که گاهی فکر می کنی هیچ دزدی ای تا به حال در این کشور رخ نداده است.کلا اگر در خانه را باز بگذاری و چند روزی خانه را ترک کنی ,وقتی برگردی میبینی خانه همانطور دست نخورده باقی مانده است.هیچ وقت از تنها قدم زدن در هیچ جا بهت احساس ترس دست نمیدهد.اگر هم روزی عجله داشته باشی می توانی ماشین یا موتور رو بدون قفل کردن بزاری کنار خیابان و مطمئن باشی که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد,البته  یک وقت این کارها را نکنید که دیگر نه اثری از ماشینتان خواهید دید نه از موتور و نه از وسایل خانه!  ؛)   اما در کل بایستی ذکر شود که خوشبختانه رویهم رفته امنیت در هند بسیار خوب است.

مردم هند بسیار صلحطلبند در هند خشونت خیلی کم است و مردم با دین و دیدگاههای مختلف در کنار هم با صلح و صفا زندگی میکنند.

سرعت بسیار بالای اینترنت و عدم محدودیت استفاده از آن.در حال حاضر یکی از سختی های زندگی در ایران مشکلات استفاده از اینترنت است.خطوط کم سرعت اینترنت در ایران عملا کار با اینترنت و استفاده از این قدرتمندترین و سودمند ترین ابزار برای دانشجویان  را سخت میکند حال آنکه خطوط پرسرعت در اینجا واقعا راه گشای دانشجوها به سوی علوم مدرن است.

خدمات در هند نیز جزو نکات مثبت در اینجاست.طرز برخورد کارکنان شرکتها با مغازه ها با شما بسیار عالیست.مهم نیست که از فروشگاه یک بسته کبریت می خرید یا یک یخچال ساید بای ساید. از لحظه که جنس را میخرید تا وقتی به خانه آورده میشود ویا بعد از آن هر مشکل کوچک برای وسیله به وجود آید یا حتی یک سوال یا....فقط با یک تلفن تکنیسین ها در منزل هستند و آماده ی کمک...واقعا خدمات پس از فروشی که فروشگاه های هند در مقایسه با ایران حرف ندارد
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 19:40  توسط shiiva shahbazi  | 

دیدنی های هند



تورهای ایرانی که عازم هندوستان می شوند به دو مسیر تور تقسیم می شوند . نخست تور  آگرا ، تور دهلی و تور جیپور و مسیر دوم  تور دهلی و تور آگرا که از این دو مسیر تور آگرا ، تور دهلی و تور جیپور  از محبوبیت بیشتری برخوردار است. تور دهلی که شامل تور دهلی نو نیز می شود با آشنایی و بازدید از مسجد جامع دهلی که به دستور شاه جهان ساخته شده آغاز می شود. قلعه سرخ یکی از مهم ترین اماکنی است که گردشکران از همه جای دنیا برای آن دیدن آن می آیند برخی معتقدند قلعه سرخ بزرگ ترین مرکز گردشگری شهر دهلی است. بازار بزرگ چندی چوک در این بخش جایی است برای دیدین و یا خرید. کسانی که به بازدید از بقعه ها و مزار بزرگان و یا شخصیت های سیاسی و یا فرهنگی هستند آرامگاه همایون دومین پادشاه مغولی هند که با معماری ایرانی آراسته شده بازدید کنند در نزدیکی آرامگاه همایون آرامگاه صوفی بزرگ هند خواجه نظام الدین اولیاء قرار دارد. هند سرزمین تصوف و عرفان از این رو عرفا و صوفیان از اهمیت ویژه ای برخوردارند اماکن دیگر که دیدن آن ها برای علاقه مندان به معماری و حتی گردشگران خالی از لطف نیست قطب منا از نخستین بناهای معماری هند که از معماری هندو  اسلامی پیروی می کند. اما نمی شود به هندوستان آمد و سراغی از شخصیت بزرگ هند یعنی ماهاتاما گاندی نگرفت مزار او در دهلی است آن را فراموش نکنید از دیگر جاهایی است که به دیدن آن می ارزد معبد نیلوفر و معبد آکشاردام که از بزرگ ترین معابد هندی در دنیا است و همه اینها را در دهلی خواهید دید.
اما تور آگرا یکی از دیدنی ترین و جذاب ترین شهرهای هندوستان است که از دهلی برای رسیدن به آن با قطار دو ساعتی در راه خواهیم بود. البته شما می توانید با اتوبوس نیز سفر کنید اما به دلیل شلوغی مسیرها اتوبوس ها خیر آرام حرکت می کنند و ممکن است ساعت ها طول بکشد تا شما را به آنجا ببرند. این شهر از مهرماه تا فروردین مناسب ترین آب و هوا را برای گردشگران دارد. اما آگرا برای دنیا و ایرانی ها اهمیت ویژه دارد چرا که تاج محل در آن آرمیده است. به دیدن تاج محل می رویم که شاهکار معماری ایرانی است. شاید تاج محل تمام حواس شما را به خود جلب کند اما آگرا دیدنی های دیگری نیز دارد آرامگاه اعتماد الدوله ، مسجد جامع آگرا ، باغ مریم و سایر نقاط و امکان نام برد.
تور جیپور را فراموش نکنید. اگر راهنمای تور شما را دعوت به رفتن به تورجیپور کرد دعوت او را رد نکنید این شهر که در شمال غربی کشور هندوستان است به شهر صورتی شهرت دارد. این شهر معروف ترین شهرهایی است که در قرن 18 میلادی تأسیس شده و دارای معماری شهری منظم و منسجم است و لذت خاصی به شما برای دیدن آن می دهد به دژهای نهارگر و جایگر و همچنین کاخ هوا محل و رصد خانه قدیمی یا همان رصد خانه جنتر منتر اشاره کرد. تور شما با دیدن دهلی ، آگرا و جیپور پایان می یابد. عموم تورهای ایرانی به مقصد هند از این مسیر استفاده می کنند که استقبال بیشتری از آن شده است.
اما تور هند علاقه مندان دیگری هم دارد اما به نقاط دیگر. یکی از این تورها تور بمبئی است و دیگری تور گوآ. شهر گوآ که در کنار ساحل اقیانوس هند است در اغلب ماه های سال آب و هوایی شرجی و مرطوب دارد گردشگران این شهر را به خاطر تفریحات آبی و آفتاب ساحلی آن دوست دارند سواحل شنی و زیبای آن شما را به هیجان می آورد در اغلب موارد سال درجه حرارت این منطقه در حدود سی و پنج درجه سانتیگراد است اما در ماه هایی از آذماه تا بهمن ماه دمای آن تا بیست درجه سانتیگراد نیز می رسد. یادتان باشد که تور گوآ را برای استراحت و آرامش انتخاب کنید و از آن انتظار دیگری نداشته باشید.
اما تور بمبئی تور یکی از بزرگ ترین و ثروتندترین شهرهای هندوستان است بمبئی در زبان هندو یعنی ساحل خوب و این نشان می دهد هندی ها تا چه اندازه این شهر را دوست دارند. شاید شما از معدود ایرانی هایی باشید که سرو کله اتان در بمبئی پیدا شده اما به هر حال خوشحال باشید که شهری زیبا و گردشگر پسند را می بینید. فصل توریستی این شهر از شهریور تا اسفند است که دمای هوا پانزده تا بیست و پنج درجه است. دروازه هند یادگار استعمار انگلستان و هتل تاج محل از مهم ترین جاهایی است که نباید آن را از دست بدهید. هتل تاج محل بعد از عملیات تروریستی که در سال 2009 در آن اتفاق افتاد شاید پولدارها چندان آن را دوست نداشته باشند اما گردشگران برای دیدن این هتل که بیش از پیش مشهور شده از همه جای آن بالا می روند. اما تور بمبئی تور موزه است موزه های پرنس ویلز و موزه ویکتوریا از آن موزه هایی است که به دیدنش می ارزد. اما بناهایی که در تورها یا به صورت انفرادی دیدن آن خالی از لطف نیست ساختمان دادگاه عالی بمبئی و ساختمان دانشگاه بمبئی است که یادگار دوره حضور انگلیسی ها است. بازارهای بمبئی و سوغاتی های عالی این شهر مثل صنایع دستی و چای معروف هند را فراموش نکنید. بسته بندی این چای ها آنقدر زیبا و دیدنی است که شاید شما فقط به خاطر تنها بسته بندی چایی ها را بخرید.
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 19:31  توسط shiiva shahbazi  | 

بالییود

                  


بیوگرافی سلمان خان:
تاریخ تولد :27 دسامبر 1965
شاید عده کمی بدانند که این بازیگر پر قدرت با آن چهره جدی که همه او را با ساخته سوراج بارجایتا با عنوان مین پیارکیا شناخته اند نخستین بار در واقع در فیلم بیوی هوتا آیسی ساخته جی کی بهاری به سینما قدم گذاشت. نقش مقابل او را رکا ایفا می کرد که او را از یک بچه لوس و گندیده به یک شخصیت اجتماعی با رفتاری قابل توجه پیدا می کند. سلمان خان که دوستانش او را سالو صدا می کردند پس از دوخان مطرح دیگر هند یعنی شاهرخ خان و امیر خان به یک خان محبوب دیگر بدل شد. پسر سلیم خان بزرگ که همراه با جاوید اختر یک تیم نویسندگی موفق را به براه انداختند همراه دو خواهر و برادر دیگر بزرگ شد این بازیگر در این سالها شانه به شانه شایعات در حرکت بود ماجرای جدایی غیر منظره اش از آیشوریا رای پس از دو سال نامزدی به یک حادثه بی پایان بدل شد تا جایی که او حاضر نیست حتی در یک فیلم دیگر با این ستاره زن همبازی شود و دلیلش را تنها برخی از مسایل شخصی عنوان نمود.
از سویی خبر درگیری اش با ویویک اوبری به خاطر همین مسیله و اینکه در یک شب 41 بار او را به صورت تلفنی تهدید به مرگ می کند به بمب خبری مجلات تبدیل می شود.سلمان خان بارها به خاطر حمل اسلحه ،درگیری و تصادف از سوی پلیس دستگیر شده تا جایی که بار آخر یعنی در اکتبر 2002 نزدیک بود به خاطر یک تصادف منجر به فوت و ده سال زندان محکوم شود. او که در سال 2001 به عنوان هفتمین چهره محبوب جهان از سوی مجله پیپل معرفی شده علی رغم همه شایعات توانسته به سوپر استار سینمای هند باشد و شاید این به خاطر مسایل اجتماعی باشد که درگیرش است خصوصا دیدارهای همیشگی اش از کودکان در بیمارستانها و فعالیت های خیریه اش. سلمان خان چندین سال می کوشد تا اینکه در مین پیارکیا دیده می شود فیلمی با داستان کلیشه ای درباره پسر ثروتمندی که عاشق دختر فقیری می شود ،فیلم علی رغم همه کلیشه هایش برای تماشاگران جذاب می نماید و سلمان به یک ستاره آینده دار بدل می گردد

نام : سلمان خان ملقب به سالوو / تاریخ تولد:27 دسامبر سال 1965 / محل تولد:بمبیی درهندوستان

نام پدر:سلیم خان نویسنده .اهل پیشاور پاکستان

نام مادران :سلما.(قبل ازازدواج هندو بوده اما بعدش مسلمان شده )

و مادرخوانده هلن ( بازیگرمعروف زمان خود ازهلن دوفرزند یک دخترویک پسردارد اما منابع ما میگوید این بچه ها ازازدواج اول هلن میباشد)

برادر بزرگ:آرباز خان (بازیگر) وهمسرش مالایکا (بازیگر)ازدواج درفوریه سال 1999.شغل وی مانکن ومجری شبکه معروف MTV درفیلم دیل سه درکنارشاهرخ خان آهنگ چیا چیا را اجراکرد

برادر کوچک :سهیل خان(تهیه کننده وبازیگر.اول کاربلند وی عاشق شدی نترس) وهمسرش سیما

نام خواهر:الویرا (طراح لباس )همسرش :راهول آگنی هوتری (هنرپیشه ،کارگردان ،تهیه کننده .اثربلند وی دیل نه جیسه آپنا کاها درسال 2004 میباشد )

نام خواهر نانتی :آرپیتا

برادرزاده :الیزه

اولین فیلم :بیا هوتو آسیی درسال 1988

دراین فیلم درکناربازیگرتازه واردی به نام رینوآریا قرارداشت اما بازیگران اصلی فیلم رکا وفرخ شیخ بودن . پرفروش ترین فیلم ابتدایی وی:مه نه پیارکیا به کارگردانیه سورج بارجایتا بودکه فروش بسیار قابل توجهی کرد.درآن سال هفت جایزه فیرنصیب این فیلم شد. پرفروش ترین اثروی:هم آپ که هن کون با 60 میلیون کرور

دین :اسلام

قد:170 سانتی متر

ستاره :برج جدی

وضیعت تاهل:مجرد

شغل:بازیگر و دارنده بزرگترین شعب بدن سازی در هندوستان

ورزش مورد علاقه : فوتبال وبدن سازی

تعداد آثار:69 تا وآخرین اثرلادن درامز

تعداد آثار هالیوودی:2 فیلم (مریگلد با بازیه آلی لارتر واثربینام دیگر)

ابزار مورد علاقه :تئاترخانگی ودوربین

ماشین مورد علاقه :مرسدس بنز

وسایل مورد علاقه :تجهیزات بادی بیلدینگ

نوشیدنی موردعلاقه:چای سرد

مکان مورد علاقه برای تفریح:لندن

رستوارن موردعلاقه :china garden

غذای خانگی مورد علاقه :کلوچه های خانگی دست پخت مادرش سلما

رنگ های مورد علاقه :آبی ومشکی

برخی دیگرازخصوصیات وعلاقه مندیهای سلمان خان :به پوشیدن لباس های رسمی چندان علاقه ای ندارد بیشتر شلوارجین وتیشرت میپوشد.بیشترلباس های وی ازسنگاپوریا بوتیک های معروفه Gianni Verace و Giorgio Arman میباشد. وی بسیار وسواسی هست .طبق گزارشات ومنابع: شما خان وهیچ وقت بدون مسواک مخصوصش وادکلن Bavabase مخصوصش جایی نمیبنید مسواک زدن وی چیزی درحدود 10 دقیقه طول میکشه .خان عاشق تمیزی واستحمام هست .درباره روحیات: وی بسیار حساس واحساساتی هست اما درعین حال توداروساکت وجدی .بسیار به جمع آوریه صابون علاقه دارد ودرحمام وی کلکسیونی ازانواع صابون ها میباشد. بهترین هدیه دوران کودکی :دوچرخه ای که پدرش درسن 8 سالگی براش خریده بود. محرم ترین رازدارسلمان خان:پدرش سلیم خان .سلیم خان دراین باره میگوید اخلاق ورفتارسلمان خان با فرزندان دیگرم بسیارفرق دارد .سلمان درخانواده ما مانند ستونی میماند که همه حتی من ومادرش هم میخوایم به این ستون تکیه کنیم .میدانیم گاهی این شرایط وبرای خود سلمان خان هم سخت میکند اما با این حال اخلاق ونوع برخود سلمان باعث شد که خانواده نسبت به وی همچین عکس العملی داشته باشن .خواهران سلمان با سهیل راحتربرخورد میکنن اما برخورد آنان با سلمان بسیاربسیاربا احترام است .وبه وی بیش ازهرکس دیگری اعتماد دارن . زنان زندگی خصوصی سلمان خان :سلمان خان برای اولین باردرسال 1994با دختری به نام سانجیتا آشنا شد وروابط نسبتا گرمی بین این دو برقراربود تاوقتی که سانجیتا درسال 1996 با یک کریکت بازازدواج واین پایان روابطاین دونفربه شمارمیرفت .درسال 1997 سلمان خان با دختردیگری به نام سومی علی آشنا شد سومی دختریک تاجرثروتمند مسلمان هندی به نام آصف عالی به شمارمیرود که ازنظرقیافه هم جز زیبایان هند میباشد .خود سومی روابط خود باسلمان خان ویک دوستیه نزدیک وصمیمی عنوان میکند ومیگوید من وسلمان همیشه با هم دوست بودیم .من به سلمان احترام میگزارم اما همیشه میدونستم باید بین خود وسلمان تنها یک رابطه دوستی برقرار باشد تا یک رابطه عاشقانه .چون برخورد سلمان با من این شرایط را ایجاب میکرد.بالاخره سومی درسال ۲۰۰۰ با یک تاجرجوان هندی الاصل ساکن لندن ازدواج کرد وهمینک دومین فرزند وی درراه هست .سومین ومعروف ترین زنزندگیه سلمان خان آیشوارایا رای میباشد .رایی که درسال 1999 اصلا محبوبیت وشهرت حال حاضرخود رانداشت ویک هنرپیشه تازه وارد عرصه بالیوود مطرح میشد .آنها درسال 1999 با فیلم هم دیل دچوکه صنم (دلدادگان)برای اولین بارمقابل یکدیگرقرار گرفتندوهمین آشنایی منجربه علاقه مندی آنها به یکدیگرونهایتا نامزدی آنها شد.اما عدم تفاهم آنها وبرخی مشگلات اخلاقی این دونفرعشق آتیشن آنها را به همان سرعتی که شعله ورشد خاموش نمود وبالاخره درسال 2003 این دونفربا مشگلات وحاشیه های بسیارکه گذر زمان حقایق بسیاری را آشکارنمود ازهم جدا شدن .وازاین تاریخ درهیچ فیلمی رودرروی هم قرار نگرفتند.دراواخرسال 2003 سلمان خان با یک مدل انگلیسی هندی الاصل به نام کاترینا کاییف که دوست خواهروی آلویرا به شمارمیرود آشنا شد . کاترینا ملقب به کت (KAT)همینک جذاب ترین زن هندوستان به شمارمیرود ودرحال حاضرروابط خودرا به خوبی با خان حفظ نموده است .ودرسال آینده دوکاردیگربا سلمان خان دارد.کاترینا هیجان انگیزه ترین لحظه زندگی خودراوقتی بیان میکند که سلمان خان وازنزدیک دیده وبه معرفی شده وبا او دست داد کاترینا درباره این لحظه میگه :این لحظه هیجان آورترین لحظه زندگی من بود طوری حول شده بودم که فکرمیکنم سلمان متوجه این اضطراب من شد وبه آرامی به من دست داد ولبخند زد. فیلم های موردعلاقه تا بدین لحظه:تره نام وچوری چوری چوبکه چوبکه

بازیگرخوب ازنگاه خان :بازیگرخوب از نگاه من یعنی

کسی که بازیه وی درفیلم ضامن فروش فیلم باشد

و همچین مورد علاقه مردم ازنظرمن آمیتاب باچان باسالیان سال تجربه یک بازیگرخوب میباشد

دوستان صمیمی :سانجای دات ،شاهرخ خان ،کمال خانکارگردان مورد علاقه :سانجای لیلا بهانسالی ،دیوید داوانتهیه کننده موردعلاقه :ساجیدنادوالیا

آهنگ ساز موردعلاقه :هیمش رشامیا وعدنان سامی

فیلم نامه نویس موردعلاقه:رمی جفری

بازیگرزن مچ مقابل خان ازنگاه ولی :مادوری دیکسیت

با کدام بازیگر زن راحترهستید:پرتی زینتا وشیلپا شتیبازیه کدام بازیگر زن وتحسین میکنید:رانی مکرجی دوست صمیمیه منبازی درچه نوع فیلم هایی رومیپسندین :کمدی وعاشقانهدوست دارید همیشه چگونه باشید:دوست دارم همیشه صادق باشم من عاشق صداقت هستم

زیباترین لحظه زندگیان :فروش اولین فیلمم مه نه پیارکیا واستقبال مردم وتولد الیزه غمناک ترین لحظه زندگیان:وقتی که دیگه عزیزانم درکنارم نباشن

شعار زندگی :همیشه مستقیم حرکت کن وراست بگو.

دیگر جزئیات : سلمان خان از قايق سواري در دريا وحشت داره.

بليط كنسرت سلمان خان حتي از مايكل جكسون گرانتر است .

سلمان خان ديوانه رانندگي با ماشين هاي پاترول هست

سلمان خان نوازنده چيره دست ساكسيفون هست ازمیان بازیگران زن سوشمیتا سن سلمان رابسیار دوست دارد وازنوجوانی تمام عکس ها وپوستر های سلمان خان وبه درودیوار اتاقش میزده .وی را شاهزاده نجیب براسب رویاها میداند سلمان خان با91% پرطرفدارترین بازیگردرمیان مردم هند محسوب میشود.

کارهای خیریه سلمان خان:وی مدت 4سال است که به یک موسسه حمایت ازکودکان سرطانی کمک های شایان توجهی میکند .وی همینطورهزینه کامل یک خانه سالمندان بسیارفقیرشهربندارارا حمایت مالی میکند .وکمک های چشمگیری به موسسه بیماری های خاص بمبیی میکند .شاهرخ خان دریک مصاحبه اینگونه بیان نموده است .

سوال خبرنگارازشاهرخ خان:ظاهراشما بیش ازبازیگران دیگربه کودکان کمک میکنیدوبه آنها علاقه دارید:؟

جواب :همه علاقه به کودکان علاقه دارن وبه آنها کمک میکنن.شاید من بیشتربه چشم می آیم اما سلمان خان درکمک وعلاقه به کودکان ازمن جلوتر است .

سلمان خان ازچه میترسد:دروغ های شاخدار
سلمان خان چه نقش رویای را دوست دارد:جک نیکلسون دردیوانه ای ازقفس پرید(طبق شواهد وگفته ها درفیلم کیون کی سلمان خیلی ازنقش جک نیکلسون دراین فیلم بهره گرفته است وخیلی ازمنتقدان نحوه بازیه سلمان وبا این بازیگر نامدارسینمای غرب مقایسه کرده اند).

عكس هاي سلمان خان

عكس و والپيپير سلمان خان

سلمان خان
salman 
khanعكس سلمان خان        

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 19:43  توسط shiiva shahbazi  | 

ستاره های بالییود

">

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 19:37  توسط shiiva shahbazi  | 

مقبره در تاج محل

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 21:9  توسط shiiva shahbazi  | 

عکسی زیبا از تاج محل

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 21:7  توسط shiiva shahbazi  | 

مراسم و جشن های هندوستان

مراسم و جشن های هندوستان
 
فستیوال لاهری :
پایان روز روزه خود را باز م
این فستیوال که در زبان تلگو (ایالت آندرا پرادش) پانگال گفته میشود در واقع فستیوال کشاورز است. طبق تقویم تلگو ن۱۳ ژانویه اولین روز تابستان شروع میشه و آغاز کار کشاورزهاست.مراسمی هم که اجرا می کنند تقریبا شبیه چهارشنبه سوری ماست آتیش روشن می کنند و دورش می رقصند و کنجد و پف فیل می خورند.البته بعضی وقتها هم به اتفاق گاو از روی آتیش می پرند.
جشن گانش :
طبق اعتقادات هندوها یا همون هندوئیسم ۵خدا دارند(به نام های برهما- شیوا- ویشنو- دورگا - گانش) که گانش فرزند بزرگ شیوا هست.این خدا سری مانند فیل با بدنی مثل انسان دارد و ۴تا دست و معمولا سوار بر یک موش کوچیک و .. می باشد.که در هر کدام از دستهاش چیزی قرار دارد (داس- طناب-شیرینی) که هر کدوم معنای خاصی را دارند.یک دستش را هم به صورت صاف نگه داشته که به معنی بخشندگی این خداست.در حومه شهر تعداد زیادی کارگاه های ساخت مجسمه این خدا وجود دارد.
جشن گانش از روز تولد گانش شروع میشود و به مدت ۱۰روز در خانه نگه می دارند و روش گل می ریزند و عود روشن می کنند  و غذا برایش تهیه می کنند.غروب روز دهم او را به رودخانه یا دریا می برند و به آب می اندازند تا به جایگاه اصلی خودش به آسمانها برگردد.هندوها اعتقاد دارند درشبی که این مجسمه ها را به آب می ندازند نباید به ماه نگاه کنند چون بد شانسی می آورد.
 
مایاناکولای
مایانا کولای به احتمال زیاد یکی از ترسناکترین رسوم آیین هندو است. مایانا کولای به زبان تامیلی یعنی "دزدی از قبرها". در این مراسم که سالی یکبار در شب تولد "شیوا" خدای نابودی" برگزار می شود مریدان و پرستندگان شیوا به قبر مردگان هجوم برده و استخوانهای انسان را از خاک بیرون می کشند. در طول مراسم برهمنان و برگزیدگان در معبد استخوانهای انسان را به دندان گرفته و آنقدر می مکند تا شیره استخوان مرده در دهانشان جذب شود. بر اساس آیین هندو این عمل موجب خشنودی "شیوا" می شود و در نتیجه به مریدانش سلامتی می دهد. این مراسم فقط در شهر کوچکی از تامیل نادو بیش از ٣٠٠٠ نفر را جذب می کند. در سایر شهرها و ایالات دیگر نیز مانند مادورای صورت می گیرد. اگرچه بسیاری از مردم به این عملیات اعتراض دارند اما دولت هند به دلیل آزادی ادیان از اعمال آنها جلوگیری نمی کند.
شرکت کنندگان همگی پیش از شروع مراسم و در طول آن به کشیدن شیره بنگ (حشیش) مشغول هستند و نوشیدنیهای مخصوصی از آن درست کرده و می نوشند!
 
ازدواج دو قورباغه در آسام
مراسم ازدواج سنتی به همراه جواهرات و لباسهای تقدیمی از طرف داماد قوباغه به عروس داده شد. طبق سنت این دو قورباغه در برابر آتش مقدس توسط برهمنان به عقد هم در آمدند برای اینکه خدای باران (اندرا) از مردم خشنود شود و خشکسالی شدیدی را که در آسام ادامه دارد تمام کند. بعد از مراسم عروسی این زوج در طبیعت رها شدند!
 
ناوراتری
Navratri  جشن ٩ روزه ای در آیین هندوان است که باز هم مربوط به پرستش دورگا می باشد. اما جلوه دیگری از دورگا به نام "سرسوتی" الهه ثروت و دارایی است. سرسوتی در اصل خواهر گانشا و دختر شیوا و پاروتی است اما در اینجا جلوه و یا تولد دوباره ای از دورگا در نظر گرفته شده است.در روز اول این عبادت بذرهایی را در اتاق پرستش (معبد) می کارند و در روز آخر که این بذرها چند سانتی متر بلند شده چیده و به مریدان به عنوان هدیه ای از خدایشان می دهند .
 
در روز سوم تا ششم الهه (خدای مونث) خوشبختی لکشمی پرستیده می شود. لکشمی هم تولد دیگری از دورگا در نظر گرفته شده است. اما در اصل لکشمی هم خواهر دیگر گانش و دختر شیوا و پاروتی است .
ناوراتری به معنی ٩ جلوه است. چون معتقدند که دورگا ٩ بار تولد یافته و به ٩ جلوه مختلف تجسم یافته است به مدت ٩ شبانه روز جشن می گیرند و همه ٩ بت او را می پرستند .
در روز آخر بتهای دورگا را در رودخانه یا دریاچه ها رها می کنند تا در آب حل شوند .
 
داسه را
"داسه را " فرم دیگری از پرستش خدای مونث دورگا است
قدمت این پرستش به زمان "رام" خدا بازمی گردد. زمانی که رام می خواست به جنگ راونای جن برود مراسمی اجرا کرد که طی آن دورگا را احضار کرده و از او راز شکست دادن آن جن را پرسید. این روز به نام داسه را مورد پرستش قرار گرفت.
در این روز همه ساله مجسمه هایی از جنیان و خصوصا راونا ساخته و به یاد روزی که رام لشکر آنها را شکست داد می سوزانند. اما تنها دلیلی که رام توانست راونا را شکست دهد کمک و راهنمایی دورگا بود و برای همین دورگا در این روز پرستیده می شود .
 
                                                       
دورگا پوجا
دورگا پوجا یعنی پرستش دورگا - یکی از مهمترین جشنهای هندوان است خصوصا در شمال هند.
دورگا یک لغت سنسکریت به معنی "دست نیافتنی" و یک خدای مونث است . هندوان عموما به دو دلیل یکی وحشت از او و دیگری زیبایی اش او را می پرستند. می گویند نامهای زیادی دارد و بیش از ١٠٨ اسم برای او می شمارند که شامل اسم خدایان دیگری مانند "کالی" (خدای مرگ) و " پاروتی "(همسر شیوا ) هم می شود.
او را مادر " گانشا" و " کارتیه کا" و " جیوتی" می دانند که فرزندان شیوا هستند. دورگا از بین برنده جنیان بد طینت بوده و به همین دلیل محبوبیت یافته است. ظهور او در حماسه های پورانا و آگاما ذکر شده و غالبا با ١٠ دست دیده شده که در هر دست شمشیر - ضدف - دیسک- تسبیح- زنگ - کاسه شراب - تیر - کمان - نیزه و خنجر نگه داشته است. همچنین بیشتر اوقات سوار بر پشت شیر یا ببر است. همواره لباسهای بسیار اشرافی و سلطنتی به تن دارد و گرانترین جواهرات را می آویزد. به همین ترتیب همین اقلام بر تن میلیونها بت دورگا نیز دیده می شود.
اولین باری که دورگا بر زمین ظاهر شد به دلیل ستمهایی بود که جنی به نام "ماهیشاسور" به مردم می کرد. ماهیشاسور جن آب نشین بوفالویی بود بسیار بزرگ و قدرتمند به طوری که سایر جنیان و خدایان از او وحشت داشتند. حتی ویشنو و شیوا هم توان جنگ با او را نداشتند. اینجا بود که دورگا سوار بر شیری ظاهر شد و به جنگ ماهیشاسور رفت . او را شکست داد و آسمانها را به خدایان بازگردانند.
                                                                                                                            
 
جانمشتامی Janmashtami
جانمشتامی روز تولد کریشنا( یکی از خدایان هندو-تولد دوباره ای از ویشنو) است.
کریشنا همان خدایی است که در جنگ مهابهارات به آرجون کمک کرد و نصایح او به آرجون بعدها به صورت "بهاگاوادگیتا" درآمد..
مراسم‌ :
در این فستیوال دینی بتهایی از کودکی کریشنا ساخته می شوند و در نیمه شب این بتها را در گهواره هایی می گذارند و به آواز خواندن می پردازند و به این ترتیب تولد او را جشن می گیرند.
در برخی ایالات هند مخصوصا ماهاراشترا رسم است که کوزه ای سفالی به نام دالی-هندی را پر از ماست و کره کرده و در ارتفاع بالای آویزان می کنند. بعد مردان و کودکان دور هم جمع می شوند و روی شانه های یکدیگر می ایستند تا هرمی انسانی تشکیل شود و یک نفر از این هرم انسانی بالا رفته و کوزه را می شکند. این رسم به یاد کریشنا انجام می شود که عادت داشت با دوستانش از خانه های مردم دزدی کند وشیر و ماست و کره آنها را بدزدد و بخورد .
شهری که کریشنا در آن بزرگ شد "گکول" نام دارد.
 
یک پیغمبر ؟
بسیاری از محققان هندو و مسیحی معتقدند که کریشنا یک پیغمبر بوده است و البته من نمی دانم چه چیزی آنها را به این فکر وادار می کند! با هم به داستان تولد کریشنا و عادات او و همچنین تعلیمات او نگاهی می اندازیم.‌
تاریخچه تولد کریشنا :
کانس- پادشاه ظالم ماتورا بود که ظلم و ستم او باعث نارضایت خدایان شد و پس از مشورت با یکدیگر ویشنو قبول کرد به صورت انسانی در دنیای انسانها متولد شود و کانس را بکشد. اما کانس از این توطئه خبردار شد( در خواب دید) و چون قرار بود آن فرزند پسر از خواهرش متولد شود او خواهر و شوهر خواهرش را زندانی کرد. در زندان خواهر کانس ۶بار حامله شد‌!‌و هر ۶بار فرزندان او پس از تولد به قتل رسیدند. اما بار هفتم نگهبانان زندان و کل ساکنین قصر به خواب عمیقی فرو رفتند و کودک که همان کریشن(کریشنا) بود به دنیا آمد و قفل و زنجیر از دست و پای پدرش باز شد و پدرش او را برداشت و به روستایی در آنسوی رودخانه یامونا برد.
رودخانه یامونا که همیشه امواج بزرگ دارد به محض آنکه پای کریشنا به آبهای آن خورد آرام شد و آب رودخانه از وسط گشوده شد( مثل داستان موسی) و پدرش به همراهی مار هفت سر ( که بر فراز سر آنها سایه بانی بود) از رود عبور کرد و به اولین خانه ای که رسید کریشنا را آنجا گذاشت و کودک دیگری را که در آن خانه بود برداشت و با خود به زندان برد .
در نهایت نگهبانان بیدار شدند و کودک را کشتند! در حالیکه کریشنای واقعی در روستای دیگری بزرگ شد و از همان کودکی معلوم بود که غیر عادی است.
پس از چند سال کانس دوباره خوابی دید که نشان می داد کودک هنوز زنده است و او عجوزه ای از قوم عفریت را مامور کرد که کریشنا را پیدا کند و بکشد. عفریته خودش را به شکل دایه کودکان در‌آورد و به روستاهای مختلف سفر کرد و هر کودکی را که دید به آنها شیر داد (در حالیکه شیرش مسموم بود) و همه کودکان مردند. وقتی نوبت به کرشنا رسید پیش از آنکه عفریت به او شیر دهد کرشنا سینه زن را گاز گرفت و او را کشت.
کریشنا در کودکی غولها و عفریتهای زیادی را کشت و مورد علاقه و احترام اهالی شهر "گکول" بود.
از جمله عادات او دزدیدن از روستاییان و عشق بازی با زنان و دختران چوپان بود و بیش از هزاران معشوقه داشت که یکی از آنها "رادا" نام دارد که به عنوان معشوقه اصلی کریشن شناخته شده است.
 
مراسم پرستش :
در این روز روزه می گیرند و از صبح اول وقت به بت های کریشنا در معابد روغن حیوانی- عسل- ماست و آب پیشکش می کنند. همچنین لباس های نو بر تن بت ها می کنند و سنگهای گران قیمت یا جواهرات به آنها هدیه می دهند .
بعد از‌آن به بتها انواع میوه ها- شیرینی ها و فراورده های شیر را پیشکش می کنند و بعد به خواندن سرودها و عبادات می پردازند. سپس بت ها را در گهواره می گذارند و با خود حمل می کنند و بعضی اسامی ١٠٨ گانه این خدا را آنقدر تکرار می کنند تا در آن حالت غرق او شوند! و دری کنند .
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 14:47  توسط shiiva shahbazi  | 

تصاویری از جشن رنگ

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند 
bo2aks.com

تصاویر جشن رنگ ها در هند

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 14:39  توسط shiiva shahbazi  | 

ادویه هند


تهیه ادوبه مخلوط و ساییدن زعفران



از اين ادويه ميتوان در تمام خورش ها و مايه تمام پلو هاي مخلوط و انواع خوراک ها مثل زبان و همینطور برای سرخ کردن ماهی و مرغ و بلدرچین و گوشت و دلمه ها و كوكو ها استفاده كرد .

من شخصا كمي ( مثلا حدود 10 الي 20 گرم ) پودر مزره خشك - ترخون - آويشن - گشنيز - شنبليله - جعفري - شويد - نعنا و پونه - انيسون - باديون - پودر پوست نارنج و نارنگي خشك شده - پودر : سير - موسير - پياز خشك هم به ادويه جات معمول اضافه ميكنم .


در خشكبار فروشي ها ي معتبر ادويه جاتي تحت نام : ادويه ترشي- ادويه كاري - ادويه پلو - ادويه خورشي ميفروشند . هر كدام را ميتوان جداگانه براي همان منظور بكار برد . ( البته ميتوانيد همه را با هم مخلوط كنيد و بكار بريد .) ولي حقيقتا از وقتي همه را با هم مخلوط ميكنم عطر و طعم و مزه خيلي خوبي به غذاهايم داده !!!
بخصوص كه هنگام طلايي شدن پياز داغ - ادويه را اضافه كرده و ( اگر خورش نياز به رب گوجه فرنگي داشته باشد ) رب گوجه فرنگي را نيز همانوقت اضافه كرده و تفت ميدهم .

البته اندازه آنها داخل ادويه طوري است كه مثلا خورش قورمه سبزي هيچگاه طعم دارچين نميدهد ولي چون از تمامي ادويه جات داخل آن موجود است و خورش و غذا طعم و مزه و عطر خيلي خوبي دارد . بهتره خودتان امتحان كنيد.




ادویه گرام ماسالا و انواع ادویه جات

تركيبات گوناگوني از ادويه هاي مختلف وجود دارد و همه ي آنها ماسالا ناميده مي شود. در هند هر غذا به نام خود ماسالاي مخصوص دارد. گرام ماسالا يكي از معروف ترين ادويه ها است كه در اكثر غذاها كاربرد دارد و مي توان در بعضي از فروشگاه ها آن را به صورت آماده هم پيدا كرد. بايد گفت كه در هند ادويه هايي وجود دارد كه در كشور ما به راحتي در دسترس نيست.


مواد لازم براي تهيه گرام ماسالا ( نوعي ادويه مخصوص اصيل هندي ) :

1- زيره سبز 45 گرم - Cumin Seed




2- دانه فلفل سياه 20 گرم - Black Pepper




3- هل سياه 35 گرم - Black Cardamom
جهت مشاهده عکس در اندازه واقعی، لطفاً اینجا کلیک کنید


4- رازيانه 15 گرم - Fennel یا بادیان سبز



5- هل سبز 20 گرم - Cardamom






6- تخم گشنيز 30 گرم - Coriander

7- ميخك 10 گرم - Clove








8- دارچين 25 گرم - Cinnamon



9- زيره سياه 20 گرم Caraway Seed




10- گل سرخ 10 گرم - Red Rose Powder




11- برگ بو 8 گرم - Bay Leaf


12- پودر زنجفيل 10 گرم - Ginger


13- جوزهندي 2 عدد - Nutmeg




14 - زردچوبه 30 گرم - Turmeric





15 - اَنیسون یا بادیان رومی

Pimpinella anisu
Anise
Apiaceae (Umbelliferae)
جهت مشاهده عکس در اندازه واقعی، لطفاً اینجا کلیک کنید


همه ي ادويه هاي ذكر شده را پودر كرده ، با هم مخلوط مي كنيم . سپس در شيشه ريخته و در آن را محكم مي بنديم. و اگر دوست نداريد از فلفل استفاده كنيد، مي توانيد آن را حذف كنيد.




مراقب زعفران های تقلبی باشید ! که از کاکل ذرت رنگ شده و ...غیره تهیه میکنند . زعفران رو حتما از فروشگاه های معتبر و با کد بهداشتی وآرم مشهور خریداری کنین ..





گل زیبای زعفران Saffron

گل های زیبای زعفران رو میتونین خشک کنین و روی ماست و دوغ و غذاها برای تزیین بکار ببرین .


طرز تهیه زعفران دم کرده

برای تهیه و دم کردن زعفران ابتدا کمی از آنرا داخل یه هاون کوچک با کمی شکر یا یک حبه قند بسایین و ....








سپس یک قاشق چای خوری از آن را با نصف استکان آب جوش مخلوط کنین و کمی بگذارین دم بکشه و پر رنگ شه . گاهی مقدار بیشتری زعفران باعث بهتر شدن رنگ اون میشه ... من خودم همیشه مقدار زعفرون رو کمی بیشتر میریزم .... این محلول زعفرون رو میشه توی شیشه در بسته داخل یخچال تا یکهفته نگهداری کرد ...




نکته : هرچه آب جوش تر باشه و هرچه زعفرون بیشتر پودر بشه ( نرم تر بشه ) رنگ بیشتری پس میده .


نکته : دوستان عزیزی که در مناطق مرطوب هستن زعفرون رو قبل از ساییدن حدود 30 ثانیه داخل ماکروویو گرم می کنن تا خشک بشه . بعد سردش میکنن و سپس میساین .. ( ممنون از توصیه خوب مونا جون )
مونا : من زعفران رو یه گرمای مختصری تو مایکرو میدم مثلا 30 ثانیه . البته بنا به حجم زعفران. ممکنه 1 دقیقه هم بذارم که وسطش یه کم همش میزنم . یه گرمای مختصر باعث ترد شدن زعفرون میشه و وقتی کاملا خنک شد به راحتی پودر میشه. فقط مواظب باشید نسوزونید. بعد بیایید یقه ما رو بگیرید. توجه داشته باشید که وقتی گرما رو از دست داد اونوقت ترد میشه.



+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 13:56  توسط shiiva shahbazi  | 

مدلی دیگر لباس هندی

جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها



جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها
جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها



جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها
جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها



جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها
جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها



جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها
جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها



جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها
جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها


جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها
جدیدترین مدل های 
لباس هندی مخصوص خانمها
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 13:45  توسط shiiva shahbazi  | 

ساری2

مدل های لباس هندی 
(2)




مدل های لباس هندی (2)
مدل های لباس هندی
مدل های لباس هندی (2)

مدل های لباس هندی (2)

مدل های لباس هندی (2)
مدل های لباس هندی
مدل های لباس هندی (2)

مدل های لباس هندی (2)

مدل های لباس هندی (2)

مدل های لباس هندی (۲)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 13:35  توسط shiiva shahbazi  | 

ساری1

مدل لباس:ساری

Product Id  ERA763

Product Id  ERA765

Product Id  ERA753

Product Id  ERA769

Product Id  ERA862

 Product Id  ERA858

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 13:26  توسط shiiva shahbazi  | 

رنگ در فرهنگ هند


رنگ در فرهنگ هند و اروپایی


08_colors_of_india.jpg

هنوز واژه ای مشترک در زبان های هند و اروپایی برای واژۀ «Color» به دست نیامده است. البته این به آن معنا نیست که این اقوام رنگ های مختلف را نمی شناختند. برای اکثر این اقوام رنگ بیشتر با پوشش یکی تصور می شده است. به عبارتی «Color» در اصل به معنی «پوشش» است و یا واژۀ سنسکریت Varna- در معنی «رنگ» از ریشۀ var به معنی «پوشیدن» است. در اوستا واژه ای است paēsa- «پیس» (در لک و پیس)، قس. سنسکریت péśa، مشتق از ریشۀ هند و اروپایی *perk یا *pork است که در ژرمنی کهن به صورت far(g)wa وجود داشته و امروز در واژۀ «Farbe» «رنگ»، باقی مانده است که همه به نوعی «راه راه، پیس» معنی می دهند.

هنوز واژه ای مشترک در زبان های هند و اروپایی برای واژۀ «Color» به دست نیامده است. البته این به آن معنا نیست که این اقوام رنگ های مختلف را نمی شناختند. برای اکثر این اقوام رنگ بیشتر با پوشش یکی تصور می شده است. به عبارتی «Color» در اصل به معنی «پوشش» است و یا واژۀ سنسکریت Varna- در معنی «رنگ» از ریشۀ var به معنی «پوشیدن» است. در اوستا واژه ای است paēsa- «پیس» (در لک و پیس)، قس. سنسکریت péśa، مشتق از ریشۀ هند و اروپایی *perk یا *pork است که در ژرمنی کهن به صورت far(g)wa وجود داشته و امروز در واژۀ «Farbe» «رنگ»، باقی مانده است که همه به نوعی «راه راه، پیس» معنی می دهند.در پژوهشی که کی (Kay) و برلین (Berlin)(1) انجام داده اند، هفت مرحله از تشخیص رنگ را در میان اقوام مختلف نشان داده اند:
مرحلۀ نخست: سفید، سیاه
// دوم: سفید، توالی (سرخ و زرد)، سیاه
// سوم: سفید، سرخ، زرد، سیاه یا سفید، توالی ، خاکستری، سیاه
// چهارم: سفید، سرخ، زرد، خاکستری، سیاه
// پنجم: سفید، سرخ، زرد، سبز، آبی، سیاه
// ششم: سفید، سرخ، زرد، سبز، آبی، سیاه، قهوه ای
// هفتم: سفید، سرخ، زرد، سبز، آبی، سیاه، قهوه ای، صورتی، بنفش، نارنجی، خاکستری

طبقه بندی های برلین و کی از جهت آن که هر مرحلۀ بعدی دربرگیرندۀ مرحلۀ پیشین بودند، کامل به نظر می رسند. آنها ارتباط اجتماعی مشترکی در زبان ها و فرهنگ های گروه های کوچک شکارچیان-گردآورندگان پیدا کردند که با سه مرحلۀ نخست منطبق می شود، در حالیکه زبان های صنعتی مدرن از جمله زبان های اروپایی نظام های مرحلۀ هفتم را به کار گرفتند. آنها استدلال می کنند که نظام مرحلۀ سوم برای یونان در دوران هومر وجود داشته (گرچه برخی تحلیل گران مرحلۀ دوم را با این دوران منطبق می کنند) و مرحلۀ چهارم برای زبان ایرلندی کهن و میانه به کار گرفته می شده است. روسی (اسپانیای جدید) مرحلۀ هفتم را از خود نشان می دهند.
در هر حال درست نیست شمارۀ اصطلاحات را به طور مستقیم با سطح تمدن برابر بگیریم. مثلا در زبان لاتین کلاسیک اصطلاح اولیه برای قهوه ای نیست ولی در زبان های رومانی از زبان ژرمنی این اصطلاح وارد شد.

وجود اصطلاحات گوناگون در ارتباط با خاکستری در زبان های هند و اروپایی برای طبقه بندی رنگ در زبان هند و اروپایی آغازین ایجاد دشواری می کند، با اینکه اصطلاحاتی چون بنفش، نارنجی، صورتی در مرحلۀ هفتم در آن نبوده است، با این حال وجود شدت و سایه در این زبان ها به گسترش مرحلۀ هفتم کمک کرده است. لرنر (Lerner)(2) نشان می دهد که مراحل اولیه در این تمایز یکدست عمل کرده اند و شاید خاکستری های مختلف هند و اروپایی آغازین بدیل های فرهنگی کمتر توسعه یافته بودند. شواهد لغوی برای اصطلاحات رنگی زبان های هند و اروپایی در بازسازی مرحلۀ سوم یا چهارم ممکن می گردد که شامل این پنج رنگ می گردد:

سیاه، سفید، سرخ، زرد، سبز
از آنجا که بهترین اصطلاح بازسازی شدۀ رنگ در هندو اروپایی آغازین رنگ سرخ است، وجود مرحلۀ دوم نیز کاملا قطعی است.

بر این اساس بررسی و بازسازی نظام رنگ در فرهنگ ایرانی چه در زبان های کهن و چه در زبان فارسی نو می تواند اهمیت بسیاری داشته باشد. برای نمونه، در زبان فارسی نو رنگ دریا و آسمان سبز توصیف می شود که بررسی چنین موضوعی نیاز به ارائۀ نظام رنگ در فرهنگ ایرانی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 13:22  توسط shiiva shahbazi  | 

خدایان









خدایان مقدس آیین هندو +عکس

مذهب هندو دستوراتی خاص در مورد غذای هندوان دارد. هندوان معتقدند که افراط در غذا سبب تنبلی جسم و انحطاط فکر می‌شود. اغلب هندوان در تمام طول عمر خود، لب به گوشت قرمز نمی‌زنند وعده ای نیز فقط گوشت...
 
هندوستان از گذشته‌های دور سرزمین عجایب جهان بوده است و در چند دهه ی اخیر بسیار مورد توجه جهان غرب قرار گرفته است به طوریکه امروزه تمام اطلاعات مربوط به تمدن و ادیان و افسانه‌های هند در سایتهای اینترنتی بسیاری قرار گرفته و کتابهای مذهبی و تاریخی آن به زبانهای گوناگونی ترجمه شده است. در چنین شرایطی باعث تاسف است که ما ایرانیان با وجود داشتن تمدنی مشترک با هندوستان، اطلاعات اندکی از این سرزمین در اختیار داریم. هندوستان با بیش از ۱ میلیارد جمعیت، دموکراسی‌ترین کشور جهان سوم است و مردمی ‌خونگرم و مهربان دارد. ۹۹% از جمعیت هند را هندوان (پیروان هندوییسم) تشکیل می‌دهند. از آنجا که آیین هندو غالبترین مذهب هندوستان است و آشنایی ما با این آیین چندان زیاد نیست، در این مقاله به بررسی مختصری از مقدسات هندو و قوانین آن می‌پردازیم.

هند: سرزمین رودها

در حیات هندو، رودخانه‌ها نقش بسیار مهمی‌ بازی می‌کنند. زیرا رودها برای هندوان مقدس هستند اما این تقدس و پرستش به معنی کفر ابتدایی و یا شرک آنان نیست، بلکه ریشه در فرهنگ و تمدن کهن تری دارد که پیرو احترام به طبیعت است، همانگونه که در نزد زرتشتیان باستان بوده است.
رودخانه‌های مقدس برای هندوان:
۱- گنگ: مقدس‌ترین رود هند است. الهه گانگا این رود را نگهبانی می‌کند. گنگ از هیمالیا سرچشمه می‌گیرد و از شهرهایی مثل بنارس، هردوار، الله آباد، وراندابن و…می‌گذرد. بر طبق افسانه‌ها گنگ از پای ویشنوVishnu (خدای نگهدارنده زندگی در زمین) جاری شده و پس از گذشتن از گیسوان شیوا Shiva (خدای فنا و نابودی) به زمین می‌رسد. هندوان معتقدند که غسل در گنگ، گناهان کبیره را می‌شوید و اصولاً غسل در رودهای مقدس به هنگام کسوف و خسوف واجب است. آنها همچنین خاکستر و استخوانهای نیم سوخته‌ی مردگان خود را با مراسمی ‌خاص در آب گنگ می‌ریزند.
۲- سند: دومین رود مقدس هندوان است و نام هندوستان نیز از همین رودخانه گرفته شده است. نام قدیم سند، سندو، بوده است و ایرانیان باستان آن را هندو، نام نهادند و در اثر گذر زمان هندو به نامی ‌برای این سرزمین تبدیل شد و هندوستان یعنی “سرزمین رودها”. شاید جالب باشد بدانید که نام لاتین هند، یعنی ایندیا Indiaنیز از همین رود سند برداشته شده است. یونانیان باستان در زبان خود سند را ایندوسIndus می‌نامیدند و ایندیا با کمی ‌تغییر از ایندوس برداشته شده است. البته لازم به ذکر است که نام قدیم هند در زبان سانسکریت ”بهارات” (Bharat)می‌باشد. رود سند نیز از هیمالیا سرچشمه می‌گیرد و به دریای عرب می‌ریزد.
۳- برهماپوترا(Brahmaputra): از کوههای هیمالیا واقع در تبت سرچشمه می‌گیرد و رودخانه ای طوفانی است.
۴- جمنا (yamuna): از پنج آب (پنجاب) به سمت جنوب جاری می‌شود و دهلی را مشروب می‌کند و شکوه تاج محل در آگره را در آبهای خود منعکس می‌کند. جمنا با افسانه‌های مربوط به کریشنهوابسته است.
۵- سرسوتی(Saraswati): رودخانه ای مقدس که در دوران باستان، در کنار آن قربانی‌های ودایی انجام می‌دادند و عالمان ودایی در حوزه این رود زندگی می‌کردند. سرسوتی نام الهه علم و دانش است.
سایر رودهای مقدس هندوستان در جنوب هستند و شامل رودهای گوداوری، کاوری، نرمدا و تاپی می‌باشند.

گیاهان مقدس:

درختان و گیاهان نیز به عنوان یکی از مظاهر طبیعت، مورد احترام هندوان هستند به طوریکه آنها پیش از قطع یک درخت او را ستایش کرده و عذرخواهی می‌کنند که این نوع احترام به طبیعت با فرهنگ سرخپوستان بسیار مشابهت دارد. مقدس ترین گیاه هند، انجیر مقدس بوداییان نیز هست زیرا معتقدند که بودا زمانیکه زیر سایه این درخت نشسته بود، به حقیقت دست یافت. از دیگر درختان مقدس می‌توان از درخت پنبه ابریشم نما، درخن تمالا، درخت ویلوا و درخت شمی ‌نام برد.
گل‌ها نیز بسیار مورد توجه و علاقه هندوان هستند. آنها تقریبا در اکثر مراسم خود از گل به اشکال مختلف استفاده می‌کنند. گل سرخ چینی برای شیوا، گل سفید برای ویشنو، گل نیلوفر برای لکشمی(Laxmi) (الهه ثروت و خوشبختی)، گل زرد برای سرسوتی، گل انبه به خدای کام و گل نیلوفر سرخ برای خورشید، نمونه‌هایی از تقدیم گل به خدایان هستند. (Pippala) است که نماینده ویشنو است. این درخت حتی مورد احترام

کوههای مقدس:

مقدس ترین کوه هندوستان هیمالیا است. (هیمالیا در لغت از دو جزء تشکیل شده است. یکی هیما-به معنی برف و سرما و دیگری لیا- به معنی خانه و انبار و هیمالیا در کل به معنی “خانه برف” ویندهیا

نوشته‌های مقدس:

مهمترین و معتبرترین نوشته‌های مقدس هندوان که بین تمام فرق هندو مورد قبول است، عبارت است از: -کتب ودا (Veda) – براهمن (Brahmana) – آرنیک (Aranyaka) -اوپانیشاد (Upanishad) – پوران (Purana) – راماینه (Ramayana) -مهابهارت (هند بزرگ) (Mahabharat) -آگم‌ها (Agamas) -پنج راتره (pancara tras) -تنتره (Tantras)
این نوشته‌ها در یک زمان فراهم نیامده و متعلق به ازمنه متوالی است (Vindhia)نامیده می‌شوند. ویندهیا در زبان هندی به معنی کوه جنوبی می‌باشد و افسانه‌های زیادی در مورد این کوه وجود دارد.
است)هیمالیا از این جهت مقدس است که در گذشته محل زندگی خدایان بوده است. در مقابل کوههای بلند هیمالیا در جنوب، چند رشته کوه و تپه نیز در جنوب هند وجود دارند که

خدایان (شخصیت‌های مقدس):
 

شاید با شنیدن نام خدایان، این تصور پیش آید که هندوان بت‌پرست هستند و از وجود خدای یکتا بی‌خبرند. اگرچه هندوان در ظاهر بت می‌پرستند اما حقیقت این است که دانایان، حکیمان و هندوان با سواد، خدای یکتا را می‌پرستند و معتقدند که ذات مطلق الهی یگانه است ولی قشر فقیر و کم سواد هندوستان تا حدود زیادی به همان مظهر مادی توجه دارند و آن را می‌پرستند اما این نیز به معنی کفر آنان نیست. هندوان معتقدند که این خدایان، مظاهر گوناگون همان خدای یکتا هستند در این باره در ریگ ودا (یکی از چهار ودای موجود) آمده است:
”بر هر ثابت و جنبنده و نیز بر هر آنچه را ه می‌رود وبر هر آنچه می‌پرد و بر تمام این آفرینش رنگارنگ، تنها یک خدا فرمانروایی می‌کند.”در واقع باید گفت که حقیقت یکی بیشتر نیست اما به نامها و شیوه‌های گوناگون توصیف می‌شود.
آفریدگار در این آیین، برهما (Brahma) نامیده می‌شود که مظهر آفرینش است. سایر خدایان مهم هندو عبارتند از:
-ویشنو Vishnu(خدای مظهر بقا و زندگی روی زمین)
- شیوا Shiva (خدای فنا و نابودکننده و وحشت آور اما نام او در سنسکریت به معنی مهربان نیز هست.)
-سرسوتیSaraswati (الهه ی علم و دانش و همسر برهما. سرسوتی دختر شیوا از همسرش پاروتی است)
-لکشمی ‌Laxmi (الهه ی ثروت و خوشبختی و همسر ویشنو. و خواهر سرسوتی)
-شکتی Shakti (الهه قهر و نابودی و همسر شیوا)
-گانشا Gnesha (خدای علم و دانایی که سری همچون سر فیل دارد و پسر شیوا است. )
-کالی Kali (الهه مرگ)
 
 -رام چندر Ram chandar (رام ماه مانند که یکی از مظاهر ویشنو روی زمین است.)
 -کریشنه Krishna (هشتمین مظهر ویشنو است.)
-اندرا Indra (خدای باستانی اقوام آریایی که خدای رعد و برق است)
-اگنی Agni (خدای آتش و تجسم آتش مقدس است. ِاگنی از دیر باز توسط آریاییان باستان پرستش می‌شده است و هنوز هم آثار تقدس آتش میان هندیان و زرتشتیان وجود دارد. اگرچه زرتشتیان آتش‌پرست نیستند اما تقدس آتش متعلق به فرهنگ پیش از زرتشت است و تاکنون نیز باقی مانده است.)
-گرودهGaruda (رئیس پرندگان که نیمی‌ از بدنش انسان و نیم دیگر پرنده است و مرکب ویشنو است.)
-خورشید Suryaو ماهSoma و بسیاری خدایان دیگر
 
 
شهرهای مقدس:
شهرهای مقدس و زیارتگاههای هندو عبارتنداز:
۱-اجودهیا یا آیودیا (Ayodhya): این شهر در شمال هند واقع است و بنابر داستانهای هندو، این شهر پایتخت سلاطین سلسله ماه و از آن جمله رام چندر بوده است.
۲-اوانتی (Avanti): از شهرهای قدیمی‌هند است و امروزه اوجین(Ujjayina) نامیده می‌شود. گویند کریشنه در این شهر بزرگ شده است.
۳-گایا (Gaya): شهر گایا واقع در ایالت بیهار در شمال هند است.
۴- کاشی (Kashi): مقدس ترین شهر هندوان است. نام قدیم آن “بنارس” است و پس از آن کاشی و بعد هم وارانسی نامیده شده است. شهر بنارس در ساحل شمالی رود گنگ احداث شده است.
۵-کانچی (Kanchi): این شهر در نزدیکی چنای یا مدرس قرار دارد.
۶- متهورا (Mathura):نام یک شهر قدیمی ‌است که اکنون شهر جدیدی روی آن ساخته شده است. بنابر روایات هندو این شهر زادگاه کریشنه است. شهر متهورا در کنار رودخانه مقدس جمنا در شهر آگره واقع شده است و هر سال هنگام عید هولی زایران کثیری به این شهر می‌روند.
۷-دوارکا (Dvaraka):این شهر در ساحل رود کاتهیاور است و گویند که پایتخت کریشته بوده است.
۸-هردوار: این شهر در مجاورت رود گنگ است. و در آن کشتن حیوانات و حشرات ممنوع است و حتی خوردن تخم مرغ هم ممنوع است
۹-پوشکر (Pushkar): نام این شهر به معنی نیلوفر آبی است و در ایالت راجستان قرار دارد.

روزهای مقدس (اعیاد):

در آیین هندو روزهای مقدس بسیار زیاد است و به مناسبت هر روز جشن مخصوصی بر پا می‌شود. این جشن‌ها به منظور نزدیکی به معبود از طریق ستایش و شادی و امید است و سبب پاک شدن گناهان می‌شود. چند عید مهم عبارت اند از:
-دیوالی Diwali: جشن سال نو در شمال و غرب هند
-ویشو Vishu:جشن سال نو در ایالت کرالا در جنوب
-عید هولی Holi: جشن رنگ که مردم پودرهای رنگی و آبهای رنگی به یکدیگر می‌پاشند.
-دورگا پوجا Durgapuja: جشن پیروزی رام بر دیو پلید راونا که شرح آن در راماینه آمده است.
-جانمشتامی Janmashtami: جشن تولد کریشنه
-گانش چاتورتهی Ganesh chatuthi: جشن ستایش گانشا
-ماها شیوراتری MahaShivratri: جشن ستایش شیوا
هر یک از این جشن‌ها دارای چندین افسانه و داستان هستند که هر کدام در نوع خود شنیدنی است.

سرزمین یوگا:

بسیاری از ما کلمه یوگا را به عنوان شناسه‌ای از هندوستان شنیده ایم و کتابهای بسیاری در این زمینه به فارسی موجود است.
یوگا(جوگ) Yoga به معنی انضباط فکری است و در مفاهیم متعددی استفاده می‌شود مثل تمرکز فکر، مکاشفه، اتحاد روح با ماده، استغراق، اتصال و هر عملی که موجب انضباط فکری شود. کلمه یوگ از فعل یوج (Yuj) مشتق شده است و به معنی بستن و مهار کردن حیوان سرکش است (و شاید از این نظر با کلمه یوغ در فارسی مشابهت داشته باشد اگرچه یوغ در حال حاضر در فارسی فعل نیست.)پس یوگا یعنی اینکه انسان نفس سرکش خود را مهار کند تا بتواند در نهایت به روح کیهانی و اعلی متصل شود. یوگا بر خلاف تصور، از آیین بودا برنخاسته بلکه متعلق به آیین هندو است و شامل تمرینها و مراحل بسیاری می‌باشد که برخی از آنها در یوگا سوتره آمده است. 

مذهب هندو:

آیین هندو، قدیمی‌ترین و کهن‌ترین مذهب زنده جهان است و اکنون بالغ بر ۹۰۰ میلیون هندو از آن پیروی می‌کنند. مذهب هندو، مکتبی ماورای طبیعی است و اجازه نمی‌دهد که پیروانش فقط به دنیا یا آخرت دلخوش کنند. زیرا مذهب هندو هدف بزرگتری را دنبال می‌کند و آن دست‌یابی به حقیقت زندگی است. منظور اصلی آیین هندو آن است که هر هندوی واقعی بتواند به حقیقت مطلق که برهمن نام دارد، متصل شود. این حقیقت عبارت است از روحی ابدی که برتر و بالاتر از هرگونه علت و معلول و زمان و مکان است.
 
گانشا
در مذهب هندو تمام کارها و اعمال مثل کارهای هنری، علمی، سنتی، سیاسی و اجتماعی، وسیله‌ای هستند برای رسیدن به رستگاری و به همین دلیل یک هندوی کامل، کارهای خود را با نیتی پاک و والا به درست‌ترین شکل ممکن انجام می‌دهد.
رقص نیز جزئی از آیین هندو است و جایگاه بسیار بالایی در فرهنگ آن دارد. زیرا رقص کاری مقدس است که از خدایان به انسان رسیده است. شیوا معتقد بوده است که تمامی‌ کائنات همواره در حال رقص جاودانه ای هستند و او این رقص را ایجاد کرد و خودش به انجام آن می‌پرداخت. رقص هندی که بسیاری ازحرکات یوگا را در خود دارد، فقط برای سرگرمی ‌یا تفریح نیست بلکه یک رقصنده با ایمان هنگام انجام این حرکات به حالت خلسه رفته و به آرامش دست می‌یابد. این رقص موجب نشاط و شادی روح وروان نیز می‌شود.
رقصها نیز انواع متنوع و مختلفی دارند.
مذهب هندو دستوراتی خاص در مورد غذای هندوان دارد. هندوان معتقدند که افراط در غذا سبب تنبلی جسم و انحطاط فکر می‌شود. اغلب هندوان در تمام طول عمر خود، لب به گوشت قرمز نمی‌زنند وعده‌ای نیز فقط گوشت مرغ و جوجه یا ماهی مصرف می‌کنند.
غذای هندوان غالباً شیر گاو و گاومیش و فراورده‌های شیر است اما شیر گاو زلئو و شتر را نمی‌خورند. برنج، جو، گندم، لوبیا، خردل، نارگیل، دانه‌های نباتی، انواع میوه و آجیل از غذاهای عمده هندوان است. همچنین مصرف سیر، پیاز، تربچه و قارچ برای هندوان و مخصوصا برهمن‌ها ممنوع است. اگرچه این قوانین، کمی‌ عجیب به نظر می‌رسد، اما نرم‌خویی و آرامش و قناعت مردم این سرزمین، ناشی از همین تغذیه است. اهمیت ندادن به خوراک و توجه به روح و روان، مهمترین دلیل پرورش عارفان و ریشیانRishi بزرگ در هند است.
از دیگر معتقدات هندوییسم، تناسخ است. اعتقاد به تناسخ روح به این دلیل است که هندوان می‌گویند، انسان در طول یک عمر کوتاه، نمی‌تواند به رستگاری و شعور الهی دست یابد و برای همین هر کسی سلسله ای از چند زندگانی دارد و در هر زندگی بر حسب کارهای زندگی قبلی به قالبی در می‌آید، گاهی در غالب انسان و خدایان و گاهی در قالب حیوان و گیاه و آنقدر به این تناسخ ادامه می‌دهد تا به حقیقت مطلق الهی پی برده و رستگار شود.
مذهب هندو، هم مذهبی ساده و ابتدایی است و هم مذهبی پیچیده و فلسفی است. بر همین اساس هر فردی از هر طبقه جامعه می‌تواند به آن بگرود و از آن استفاده کند. به همین دلیل نیز در جامعه هندو، هم عارفانی هستند که به مقصد عالی رسیده اند و هم عامیانی هستند که هنوز قدمی ‌در راه مذهب برنداشته اند.
اخلاق اساسی هندوییسم، بر پایه طهارت، ضبط نفس، آزادی، راستی و بی آزاری است. بسیاری تصور می‌کنند که هندوییسم یعنی ریاضت، اما چنین نیست. هندوییسم از زهد و ریاضت طرفداری نمی‌کند و اصرار هم ندارد که پیروانش امیال نفسانی را به کلی سرکوب کنند. این تفکر مورد تایید پیروان مذاهب جینJain و بودا Buddhaاست اما هندوییسم برعکس، پیروانش را به ازدواج و تشکیل خانواده ترغیب می‌کند و یکی از مراحل برهمنی نیز ازدواج می‌باشد.
در هر صورت هندوییسم مذهبی است که اگر عمیقاً به آن نگاه کنیم، دستورات خوب و اخلاقی در خود دارد و معتقد به افراط و تفریط در هیچ کاری نیست بلکه میانه روی را توصیه می‌کند. با این حال هر فرد هندو آزاد است که بر حسب توان و خواست خویش، از این مذهب بهره برداری کند.
و سرانجام آنکه، هندوییسم می‌گوید، بشر ناآگاه است و نمی‌داند که ذات مطلق چگونه روح خود را در آفریدگان دمیده است. آغاز و پایان جهان، ماورای زمان است و زمان همانند پلی است میان ازل و ابد و چون انسان مادی، اسیر در حصار زمان و مکان است، نمی‌تواند از ازل و ابد آگاهی داشته باشد.
جمله ای زیبا در بهگودگیتا (Bhagavad gita)هست که می‌گوید:
“آغاز هستی مخفی و وسط آن آشکار و پایانش ناپیدا است.”
+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 12:49  توسط shiiva shahbazi  | 

ازدواج در هند

مراسم عروسی هندیان چگونه 
برگزار می‌شود؟! (+عکس)

معمولا برای مراسم رقص بیشتر خانواده داماد خود را آماده می‌کنند. خانواده داماد به همراه اعضای فامیل و دوستانشان قبل از مراسم...
  
عروسی هندیان
1- سجال ثمر (در سمت چپ) و گوآراو جودهاوات در قایقی روی رودخانه پیچولا منطقه آدای پور روان هستند. آنها خود را برای مراسم عروسی شان آماده می‌کنند، در پس زمینه هتل کاخ مانند دریاچه که روی جزیره ای قرار گرفته خودنمایی می‌کند. اینجا رمانتیک‌ترین مکان هند برای عروسی گرفتن محسوب می‌شود و خیلی از عروسی‌ها‌ در این مکان برگزار می‌شود.
 
عروسی هندیان
2- سجال (که در عکس نشسته و جامه ارغوانی به تن دارد) اکثر خریدهای هفته قبل از مراسم عروسی‌اش را تمام کرده است. او در این عکس در حال خرید جواهرات سنتی هند و النگوهای شیشه‌ای می‌باشد.
3- معمولا برای مراسم رقص بیشتر خانواده داماد خود را آماده می‌کنند. خانواده داماد به همراه اعضای فامیل و دوستانشان قبل از مراسم حسابی برای این روز تمرین می‌کنند تا مراسمی‌ که درخور بالیوود باشد برپا کنند. فامیل عروس اما یک نفر را برای رقصیدن و گرم کردن مهمانی استخدام می‌کنند. آنها تا صبح روز بعد به رقص و پایکوبی مشغولند.
 
عروسی هندیان
4- چند روز قبل از عروسی مراسم «مهندی» (یا همان حنابندان) برگزار می‌شود. در این مراسم اعضای خانواده عروس و داماد  دور هم جمع شده و نقاشی‌ها‌ی آیینی خود را با حنا روی دستها و بازوهایشان می‌کشند. آنها می‌گویند حداقل باید یک ساعت دست‌ها‌یمان را ثابت داریم تا نقاشی‌ها‌ی روی دستهایمان خراب نشوند. در این روز خانه عروس شکل جالبی به خود می‌گیرد: به خاطر وجود زنانی که همه دستهای رنگ کرده شان را بالا نگه داشته اند.
 
عروسی هندیان
5- در هند موسیقی و رقص عضو جدانشدنی اکثر مراسم عروسی محسوب می‌شود که این مراسم رقص معمولا هنگام شب و قبل از عروسی برگزار می‌شود. دراینجا سجال یعنی عروس قبل از اینکه جمعیت 650 نفری برای عروسی اش بیایند خودش را آماده می‌کند. معمولا در مهمانی 20 نفر از اعضای خانواده عروس و داماد در محل مخصوص می‌رقصند و البته طولانی‌ترین و زیباترین رقص وظیفه عروس است.
 
عروسی هندیان
6- برای رفتن به جشن عروسی، داماد سوار یک اسب سنتی رنگارنگ می‌شود. افرادی به نام بارات با یک گروه از نوازندگان سازهای برنجی که ژاکت‌های نظامی ‌قرمز یا آبی به تن دارند، داماد را همراهی می‌کنند. داماد در سمت راست با ژاکت زر بافت و دستار صورتی روی یک اسب سفید نشسته است. بقیه همراهان چراغ‌ها‌یی را برای روشن کردن مسیر حمل می‌کنند، درحالیکه نوازندگان و دوستان در  دسته‌ها‌ی دایره وار سرگیجه آور به دنبالشان می‌آیند.
 
عروسی هندیان
7- دستهایشان با یک نوار دراز از لباس صورتی رنگ به هم وصل می‌شود، عروس و داماد در مقابل فرد واردی که مراسم را هدایت می‌کند نشسته اند (که این فرد در عکس معلوم نیست) هندی‌ها‌ به این فرد «پاندیت» می‌گویند.
والدبن انها به شکلی سمبلیک این گره را را  باز کرده و بعد داماد گره ای جدید می‌زند.
والدین سجال با راهنمایی پاندیت بارها و بارها روغن را از روی آتش با ملاقه برمی‌دارند. سپس مراسم به اوج می‌رسد- به این قسمت phere  می‌گویند- که در این قسمت سجال سه بار دور درخت مشتعل می‌گردد و با صدایی موزون می‌خواند: «من تا این زمان تحت سرپرستی پدر و ماردم بودم». سپس نوبت گوآراو می‌رسد که پشت سر عروس می‌خواند: حالا تو تحت سرپرستی و حمایت من هستی. وقتی عروس دوباره می‌نشیند دیگر به شوهرش تعلق دارد.
 
عروسی هندیان
8- حالا می‌توانیم بگوییم عروس به داماد تعلق دارد، پدر عروس هم دخترش را آرام می‌کند، چونکه او به خاطر ترک کردن خانواده اش ناراحتی می‌کند و حالا باید با خانواده شوهرش زندگی کند. «این قسمت از برنامه عروسی «ویدای» نامیده می‌شود که به معنی یکجور خداحافظی سنتی عروس با خانواده اش است. گزارشگر ما می‌گوید که سجال ناگهان مادرش را در آغوش کشید و هق هق گریه کرد. این صحنه آنچنان تاثرانگیز بود که من تصور کردم زمین در حال لرزیدن است. این واقعه نوعی ناراحتی شخصی و اما شاید بتوان گفت جهانی است.
 
عروسی هندیان
9- در طول مهمانی عروسی در باغ‌ها‌ی «هازاری» عکاسان زیادی از آنها عکس می‌گیرند و فیلم برداران نیز فیلم برداری می‌کنند. البته به غیر از این عروسی هندیان خیلی پیچیده است و کارهای جانبی زیادی دارد. باتوجه با وقایع بی شمار و آیین‌ها‌یی مذهبی ای که در این هفته روی می‌دهد. به خاطر لطف و مهربانی هر دو خانواده من از اول مهمانی در آنجا حضور داشتم از دعاهای آغازین یا «پوجو» که در خانه خانواده عروس خوانده شد تا مراسم مذهبی و آیینی بعدازظهر و انتهای عروسی یعنی موقع شام و خداحافظی مهمانان.
 
عروسی هندیان
 
10- یک کودک روی نیمکت چرت می‌زند، درمیان اینهمه شلوغی‌ها‌ی عروسی، رفت و آمدهای ده روزه برای آماده شدن کارها، که یکی از آنها به آرایش سنتی هندوها مربوط می‌شود و مهمانی و... گزارشگر ما به خانه خانواده عروس دعوت شده بود تا از نزدیک شاهد آماده شدن آنها برای عروسی باشد. او می‌گوید: «این کار مثل برنده شدن در لاتاری می‌ماند، من یک بلیط از منطقه توریستی راجستان تهیه کردم و بعد توانستم زندگی واقعی هندیان را پشت درهای بسته شان ببینم.»
+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 12:29  توسط shiiva shahbazi  | 

جشن هالی

اين فستيوال یکی از بزرگترین جشنهای هند است که همه ساله در اواخر فوریه و اوایل ماه مارچ روز بعد از کامل شدن ماه برگزار میشود و نشان دهنده زنده شدن دوباره طبيعت و فرا رسيدن فصل بهار است. این فستیوال به نامهای جشن هالی، جشن رنگ و جشن بهاره نیز معروف است.
این فستیوال یکی از قدیمی ترین فستیوالهای هندی است که داستانها و افسانه های مختلف و بسیار جالبی درباره ریشه این فستیوال مطرح شده است. 
 
یکی از مشهورترین افسانه ها، داستان قديمی از خدايان هندو می باشد. این داستان مربوط به دوران پادشاهی هیران یاکاشیپو است. او که پادشاهی از قوم جن بود که همیشه می خواست مشهورترین و برترین مرد جهان  باشد. او پس از به دست آوردن توپ (جایزه ای که آرزو را برآورده می کند و فقط پس از ریاضتهای فراوان به دست می آید)  آرزو کرد که نه به دست انسان کشته شود و نه به دست حیوان، نه در خانه اش بمیرد و نه در بیرون از خانه، نه در روز بمیرد و نه در شب، نه با سلاح اشترا کشته شود و نه با سلاح سشترا (دو سلاح خطرناک که متعلق به خدایان است و در ادبیات اوستایی خدای جنگ بهرام هر دو را داشته است) نه در خشکی بمیرد و نه در آب و نه در آسمان، آرزوی او برآورده شد و او خودش را شکست ناپذیر قلمداد می کرد. از این رو ادعای خدایی کرد و دستور داد که همه مردم او را به عنوان خدا بپرستند. همه پذیرفتند به جز تنها پسر نه ساله اش، پراهلاد، که پیرو رام بود. به همین خاطر پادشاه قصد داشت که پسرش را بکشد ولي هر بار اتفاقي مي افتاد که نمی توانست موفق شود. پادشاه که از دست او خشمگین شده بود دستور داد تا آتشی بزرگ به پا کنند و پراهلاد را در آن بسوزانند. وی از خواهرش هولیکا خواست تا به همراه پراهلاد وارد آتش شود و تا پسرش نتواند کاری کند و بعد از سوختن این پسر او از آتش خارج شود. هولیکا دارای روسری سحرآمیز بود که وقتی آنرا به سر می کرد در آتش نمی سوخت اما آن روز وقتی وارد آتش شد روسری هولیکا را باد برد و هولیکا در آتش سوخت و پراهلاد زنده از آتش بیرون آمد. به همین خاطر  هندو ها اين روز را روز پيروزي خير بر شر می دانند و این روز را جشن مي گيرند.
 
در شب اولین روز جشن هالی آتشی درست کرده و درحالی که دور آن می چرخند  آب بر روی زمین می ریزند. همچنین مرسوم است ظرفی پر از دانه های جو در زیر این آتش برشته می کنند و پس از خاموش کردن آتش بذرها را 
 می خورند.

 
در روز دوم ابتدا بصورت دسته جمعي مي رقصند و بعد لباسهایشان را عوض کرده، شروع به بازی با رنگ می کنند در این مراسم رسم بر آن است که لباسي به رنگ سفيد پوشيد. در این روز آبهای رنگی که در سطل ریخته اند را بر روی هم می پاشند و یا پودرها را بصورت خشک به سر و صورت یکدیگر می ریزند و آب رنگی را در داخل بادکنک ریخته و آن را به طرف هم پرت می کنند. و دیگر آنکه خاکستر آتشی که از دیروز به جا مانده است را در داخل همان سطلهای آب رنگی ریخته و بر روی هم می پاشند. باور عامه بر این است که خاکستر این آتش می توانند انسان را از بیماریها محافظت کند.
 
 
 
همچنین افسانه دیگری نیز وجود دارد که در این افسانه کریشنای جوان که پوست تیره ای داشت همیشه به رنگ پوست معشوقه خود رادها که پوست روشنی داشت حسادت می ورزید. یک روز کریشنا با شیطنت صورت رادها را رنگی می کند. از این به بعد بنا به این افسانه جوانان عاشق پیشه صورت معشوقه هایشان را برای ابراز عشقشان در این روز رنگی می کنند. در این روز همه دوست دارند اولین کسی باشند که طرف مقابل خود را رنگی نمایند. در این جشن مردم کدورتها را کنار گذاشته و با پختن غذاهای مخصوص این روز را جشن می گیرند. در بعضی نقاط هند این جشن تا پنج روز ادامه دارد.
 
لازم به ذکر است که این پودرهای رنگی از گیاهانی مانند گیاه نیم، کومکوم، هالدی و غیره تهیه شده اند. همچنین بعضی از این رنگها از گیاهانی که در فصل بهار شکوفه می دهند مانند گلهای درخت شعله جنگل تهیه شده اند، از اینرو هندی ها اعتقاد دارند، این پودرها به دلیل خاصیت درمانی و طبیعی بودن از بروز بیماریهای شایع ناشی از تغییرات آب و هوا در فصل بهار مانند سرما خوردگی جلوگیری می نمایند و بعضا این بیماریها را درمان می کنند.
 
نکته جالب توجه آن است که این رنگها حتی پس از شستن کامل تا چندین روز بر سر و صورت و ... افراد باقی می ماند و لباسهایی که رنگی شده اند نیز رنگشان پاک نمی شود.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 12:22  توسط shiiva shahbazi  | 

مطالب جالب درباره هند

آشنایی با برخی آداب و  رسوم 
مردم هندوستان

مردم هندوستان معتقدند كه چسباندن دو دست به یكدیگر نشانه همفكری و همرنگی با شخص مقابل است و از طرفی دست راست را مظهر...


سرزمین‌های واقع در مشرق زمین مهد آداب و رسوم و سنت‌های كهن هستند. یكی از كشورهایی كه فرهنگ و سنت‌های قدیمی‌دارد هندوستان است. در این مطلب سعی می‌شود به اختصار شما را با برخی از آداب و رسوم مردم كشور هندوستان آشنا كنیم. در واقع این مقاله یك پیش زمینه است برای شما تا بیشتر در مورد كشورهای دیگر به خصوص سرزمین‌های مشرق زمین اطلاعات داشته باشید.
Namaskar
این كلمه یادآور متداول‌ترین و مشهورترین نوع سلام و علیك در هند است كه در هنگام خوش‌آمد گویی و یا خداحافظی به كار می‌رود. دراین شیوه سلام كردن، كف دو دست را به هم می‌چسبانند و در زیر صورت به سمت بالا نگه می‌دارند و كمی‌خم می‌شوند و سپس به شخصی كه دیده‌اند به این روش سلام می‌كنند.
مردم هندوستان معتقدند كه چسباندن دو دست به یكدیگر نشانه همفكری و همرنگی با شخص مقابل است و از طرفی دست راست را مظهر روح و طبیعت معنوی انسانی و دست چپ را نشانگر جهان مادی و جسم انسانی می‌دانند و با این حركت می‌خواهند یكی بودن جسم و جان خود را به شخص مقابل بدهند.
Tilak
تیلاك نشان مذهبی‌ای است كه آن‌ها بر روی پیشانی خود می‌گذارند و معتقدند برای آن‌ها سعادت، خیر و بركت به ارمغان می‌آورد. این نشان معمولاً از خمیر قرمز رنگی كه تركیبی از زردچوبه، زاج سفید، ید و كافور است تهیه می‌شود و سپس به صورت لكه‌ای كوچك در بین ابروان گذاشته می‌شود. به عقیده مردم هند، این نقطه از پیشانی محل خرد نهفته، تمركز و عقل انسانی است. در ضمن از نظر مسائل عبادی هم كانون مهمی‌به حساب می‌آید و از طرفی آن را چشم سوم وجود خود می‌دانند و تمام مراسم مذهبی آن‌ها با گذاشتن تیلاك و چند دانه برنج با انگشت نشانه شست روی این نقطه انجام می‌شود. در ضمن این رسم در بعضی مواقع برای خوش‌آمد گویی یا وداع با میهمان هم دیده می‌شود.
Arati
انجام این سنت نشانی از عشق و تكریم است و در شرایط و موقعیت‌های متفاوت چون ستایش و درخواست بركت از خدا، تولد كودكان، خوش‌آمد گویی به مهمان، شركت در محافل شعری و سرود و خوش‌آمد گویی به عروس و داماد جدید به فراخور موضوع استفاده می‌شود.
روش كار هم بسیار ساده است؛ پنج لامپ یا چراغ كوچك را با كره یا روغن پر می‌كنند و در سینی فلزی كوچكی قرار می‌دهند. در كنار آن نیز صدف حلزونی با آب پر می‌شود و اطرافش را با گل و برگ تزئین می‌كنند. بخور كافور هم به عنوان عطر سینی استفاده می‌شود و در نهایت سینی تهیه شده به حالت چرخان در محافل ذكر شده حركت داده می‌شود تا ارواح شیطانی و تأثیرات چشم‌های شیطانی از آن مجلس دور شود.
حلقه‌های گل
درست كردن حلقه‌های گل در هند بسیار مرسوم است. در هنگام نشان دادن ادب و احترام بیشتر دسته‌گل‌هایی از یاس سفید با گل‌های جعفری یا همیشه بهار (نارنجی رنگ) تهیه می‌كنند. و به شكل ریسمانی به هم می‌بافند و ته آن را گره می‌زنند و آن را در مراسم مختلف بر گردن كسی كه می‌خواهند به او احترام بگذارند می‌اندازند. استفاده از حلقه گل در مراسم ازدواج بسیار مرسوم است.
سنجاق روی بینی
 

سنجاق روی بینی كه یك نگین براق است، مظهر اخلاص و نشان ازدواج و تأهل زنان هندی است. اگرچه با گذشت زمان این زینت مورد استفاده دخترها هم قرار گرفته است.

Mangalsura
گردنبندی است بر گردن زنان متأهل و معادل حلقه ازدواج در غرب و سایر كشورها است. گردنبند فوق معمولاً از دو رشته كوتاه از مهره‌های سیاه و آویزان از طلا است. در روز عروسی این گردنبند توسط داماد بر گردن عروس آویخته می‌شود تا دانه‌های سیاه آن عروس خانم را در مقابل شیطان حفظ كند.

Shakna-Paula
دستبندی است كه از مرجان قرمز و صدف تهیه می‌شود كه در مجلس عروسی به دست عروس خانم بسته می‌شود. مفهوم این دستبند در میان مردم هند این است كه با این دستبند داماد به عروس قول می‌دهد تا او را خوشبخت كند و او را همیشه دوست داشته باشد. هندی‌ها به این دستبند، دستبند عشق می‌گویند.
 
***********
 
آداب و رسم غذا خوردن در هند
 
هندى‌ها آداب خاصى در مصرف غذا دارند، آنان در غذا خوردن اسراف نمى‌كنند، زیرا معتقدند با افراط در غذا دچار تنبلى شده و این امر مانع رشد فكرى و جسمانى‌شان مى‌شود.
از سویى دیگر سعى مى‌كنند غذاى مصرفى‌شان به چرخه طبیعت بسیار نزدیك باشد. به همین دلیل غذاهایى چون ماهى و گوشت را كه برای به‌دست آوردن آن باید موجود زنده‌ای را كشت و در نتیجه باعث برهم زدن چرخه طبیعت می‌شود را مانع آرامش روح و نیایش با خدا مى‌دانند.
از آداب جالبی که دارند، با دست غذا خوردن است که هیچ طبقه‌ی خاصی را هم شامل نمی‌شود، هندى‌ها معتقدند براى غذا خوردن نباید واسطه‌اى وجود داشته باشد تا انرژى بین غذا و انسان در تعامل باشد.
شبیه گستره جغرافیایی ایران، عادات غذایی در هر منطقه هند متفاوت است به طور مثال در جنوب (شهرهایى چون حیدر آباد، شانل و...) غذاهاى تند مصرف مى‌كنند، در غرب (مثل كلكته) غذاى شیرین و در شمال (مثل دهلى) غذاى تند و روغنى.
امّا در كل برخى غذاهاى مشترك را در همه مناطق هند مى‌توان دید.
به طور مثال «دال» كه از حبوبات تشكیل شده است و معمولاً آن را بر روى برنج مى‌ریزند و مى‌خورند، در تمام هندوستان بسیار رایج است. «دال» (Dal) را با عدس لوبیا و نخود می‌پزند؛ ولى هر كدام از این حبوبات به طور جداگانه پخته مى‌شوند و همین باعث تنوع در غذا مى‌شود.
«دوساسامبار» (Dososambar) با اینكه غذاى مخصوص جنوب هند است، امّا مصرف آن در همه جاى هند بسیار رایج است. این غذا از یك نان بلند و نازك تشكیل شده كه وسط آنرا سیب زمینى، پیاز و فلفل می‌گذارند و مى‌پیچند و برای جاشنی هم از سس خاصى استفاده مى‌كنند، كه «چتنى» (Chatni) نام دارد و با نارگیل و خود سس «سامبار» (Sambar) كه حاوی سبزیجات مختلف است، درست شده است.
باتورا (Batura) هم یكى از نان‌هاى معروف در هند است (البته بعد از نان چاپاتى) كه همراه با غذایى به نام چولا (Chala) خورده مى‌شود. چولا از نخود، گوجه فرنگى، پیاز و فلفل و ادویه تشكیل شده و همانند خورشت درست مى‌شود و آن را با نان باتورا كه روغنى و پفى شكل است می‌خورند.
سمبوسه نیز غذایى آشنا و پرطرفدار است كه بیشتر به صورت عصرانه مصرف مى‌شود و در خیابان‌ها مى‌توان شاهد دستفروش‌هایى بود كه سمبوسه مى‌فروشند.
در كل اینگونه معروف است كه طبقات محروم و پایین غذاهاى تندترى مصرف مى‌كنند و غذاها در طبقات بالا از درجه تندى كمترى برخوردار است.
هندوها معتقدند كه گاو ماده را نباید كشت و گوشت این حیوان مفید و مقدس را نباید خورد، این یكى از دلایلى است كه آنان از گوشت حیواناتى چون بز، گاو نر و گوسفند استفاده مى‌كنند. البته مصرف گوشت در بین هندی‌ها چندان پسندیده نیست، حتى امروزه هم مى‌توان هندو‌هایى را دید كه در طول زندگى‌شان هرگز گوشت مصرف نكردند.
 
+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 12:21  توسط shiiva shahbazi  | 

معابد هند

معماری هند

یکی از موفقیت های تمدن هند که برای ما همچون میراثی گرانبها باقی مانده معماری آن است ، میراثی که قدمت آن را می توان به هزاران سال قبل نسبت داد . سرآغاز این معماری به زمان سلطنت آشوکا ها ( Ashoka ) برمیگردد ، هنگامی که ساختن صومعه های بودایی و گنبد مقبره ها آغاز شد .و این چنین معماری بودایی ظهور کرد و این معماری برای چندین صده در هند حاکم بود و معماری شگفت انگیزی را برای ما در این دوران باقی گذاشت،

بعد از آن دوران گوپتا ( Gupta ) آغاز شد ،دورانی را که می توان به عنوان حامی معماری هند عنوان کرد و یکی از نقاط اوج معماری این کشور است و در طول هشت قرن چندین مدرسه معماری که متعلق به هندوها بودند شروع به رشد و توسعه کردند و کم کم از این مدارس ،معماران چندی پای در این عرصه نهادند

سلطه ي آريائيان مناطق شمالي شبه قاره را حدود 1500 ق. م تخمين زده اند. اما همانطور كه گفتيم در آن زمان آريائيان قبايلي كوچ نشين و جنگجو ، فاقد هنر و تمدن قابل ملاحظه اي بودند به همين لحاظ شكل گيري تمدن آريايي مدتي طولاني (حدود هزار سال) از 1500 ق .م تا زمان ظهور بود (566 تا 486 ق.م) به طول انجاميد از اين جهت است كه آثار هنري برجسته اي مربوط به اين ايام بدست نيامده . گر چه منابع مكتوب از هنرهايي چون نقاشي ديواري، تزئينات چوبي و آثاري از عاج، نقره ، طلا و سنگ هاي قيمتي خبر مي دهند ليكن نمونه هايي از اين آثار يافت نشده است.
نخستين آثار ارزنده بدست آمده از دوره حكومت آرياييان را ستونها و سرستونهاي عهد حكومت امپراتور شوكا تشكيل مي دهند. امپراتور آشوكا تحت تأثير تعاليم بودا، اين ستونها را درمكاني مهم كه به زندگي بودا مربوط مي شود برافراشت اين ستونهاي سنگي كه تا 10 متر ارتفاع و گاهي تا 50 تن وزن داشته اند و به روشي استادانه تراش و صيقل خورده اند. تكنيك ساخت اين آثار با روش حجاريهاي هخامنشي و آثار تخت جمشيد نزديكي بسياري دارد و مطالعه تاريخ روابط ملل و تحقيقات هنري نشان داده است كه اين سر ستونهاي زيبا و معروفترين آنها كه سر ستون سرنات نام دارد اب به دست جماران هخامنشي و يا زير نظر مستقيم آنها،توسط هنرمندان بومي ، ساخته شده اند.

تا قرنها (از قرن سوم پيش از ميلاد تا حدود قرن 5و6 ميلادي) آثار هنري غالب در رشته قاره ي هند را آثار مجسمه سازي و معماري بودايي و هندويي تشكيل مي دهند. استوپا ( stupa )‌ها، معابد گنبدي شكل و توپر هستند كه عموماً حمل بقاياي (خاكستر) قديسين بودايي است.
اولين استوپاها را كه بقاياي بودا در آنها نهاده شده مي توان ابتدايي ترين نوع معماري مذهبي آرايايي در شبه قاره هند دانست. استوپاها طي مرور زمان در ابعاد بزرگتر بنا شده و به عنوان سبك معماري خاص بودايي مورد توجه قرار گرفته اند

اتوپاي بزرگ سانچي در زمينه هنرهاي تجسمي ، نقاشيهاي ديواري، نقش برجسته هاي سنگي و بالاخره تنديسهاي بودا عموده ي آثار هنري بودايي را تشكيل مي دهد.

آئين هندويي نيز از آئين هاي كهن شبه قاره هند ست كه جزو اديان آسماني به شمار مي رود. اين آئين به عنوان دين غالب سرزمين هند هنوز رواج دارد و اغلب آثار هنري شبه قاره نيز به نوعي با همين دين مرتبط است. بناي معابد، تنديسيهاي سنگي، فلزي و چوبي، نقش برجسته هاي مربوط به خدايان متعدد نقاشي روي ديوار غارها و معابد آثاري هستند كه به وفور در نقاط مختلف هند ديده مي شوند

سه ايزد، كه خدايان اصلي تثليث هندويي را تشكيل مي دهند عبارتند از :


1- ابرهم

2 – ويشنو

3 – شيوا
برهما ايزد خالق است. ويشنو ايزد محافظ كائنات است.

شیوا ایزد نابودی است.

هنرمند كه هنري كاملاً ديني شمرده مي شود به اين خدايان و تجليات مختلفشان وابستگي بسيار دارد. در ميان اين خدايان برهما در تجليات هنري كمتري به چشم مي خورد. برهما گرچه ايزد آفريننده است ليكن حوزه ي قدرت او در چارچوب خلق و آفرينش خلاصه مي شود. به عبارت ديگر برهما همچون معماري بازنشسته است.
حفظ كائنات كه ركن اصلي جهان شمرده مي شود به عهده ويشنو ( خداي محافظ است و از اين ايزد در پهنه فرهنگ ديني هندوان مهمترين عنصر شمرده مي شود ويشنو بنابر باورهاي ديني هند بارها در قالب موجود است زميني ظاهر شده تا به حفظ نظام هستي همت گمارد.
آثار هنري هند پر است از نقاشي ها، تنديسها و معابدي كه به ويشنو و تجليات مختلف زميني او اختصاص يافته است. اطلاعات در مورد اساطير هند، داستان زندگي خدايان، نمادهاي مختلفي كه هر يك معنا و مفهوم خاصي را تداعي مي كنند از لوازم درك هنر ديني – اساطيري هند است. شيوا (ايزد نابود كننده) كه نژاد اقوام مختلف منشأ خير وبركات ، شفا دهنده، خداي رقص و . .. شمرده مي شود هم در اسطوره شناسي و هم در آثار هنري هند نقش مهمي را ايفا مي كند.
معابد هند عموماً به پرسش دو ايزاد اخير (ويشنو ويشنوا) و تجليات آنها اختصاص دارند. پيكره اين معابد چنان مملو از تنديس خدايان ، توصيفات تصويري (به صورت نقش برجسته، پيكرتراشي و نقاشي ) شرح حال زندگي خدايان و جانوران اساطيري است كه اين معابد را به تنديسهاي عظيم و پيچيده اي تبديل ساخته است. به بيان ديگر در معابد هند در وادي پيكرتراشي و معماري به هم نزديك شده، گاه در هم تداخل مي كنند0 معمولاً فضاي داخلي معابد چنان اندك است و بر جزئيات خارجي چنان تأكيد مي شود كه رفته رفته مرز ميان پيكرتراشي و معماري برداشته مي شود.

سال ها گذشت و دین پیامبر اعظم ، محمد (ص) وارد شبه قاره هند شد و با ظهور اسلام الگوها و نمونه های جدیدی پدید آمد که معماری ظریفی را معرفی می نمود ، معماری که سرشار از نقش و نگار های گلدار و خطوط زیبا بود .معماری اسلامی هند نیز همچون دیگر کشور های اسلامی فراز و نشیب های زیادی داشت چنان که در زمان مغول ها به اوج قله شهرت و شکوه رسید .

اینان (مغول ها) کسانی بودند که برج ها – کاخ ها – قصر ها – مساجد و باغ های زیبا بنا نهادند .بنا های با شکوهی همچون قلعه قرمز در دهلی ( Red Fort at Delhi ) ، تاج محل در اقرا
( TajMahal in Agra ) ، باغ های پادشاهی در لاهور ( Badshahi Garden at Lahore ) که از نمونه های زیبای این معماری هستند

لفظ «مغول» براي ما ايرانيان ، توحش ، بي فرهنگي و بربريت را تداعي مي كند و در صورتي كه اين لفظ در شبه قاره هند همواره با احترام ياد مي شود. مغولهاي هند بر خلاف مغولاني كه به ايران تاختند. انسانهايي فرهنگ دوست و هنرپرور بودند. كتاب هايي چون همايون نامه ، اكبرنامه، توزك جهانگيري و پادشاهنامه شاهجهان از كتب ارزنده اي هستند كه تاريخ دقيق و وقايع هز يك از پادشاهان مغول در آنها ثبت شده است. قدر نهادن به هنر و هنرمندان در دربار مغولان به حدي بود كه بسياري از هنرمندان وشعراي ايران، به دربار امپراطوران مغول هند جذب شوند و منشأ خدمات و آثار ارزنده اي فرهنگي و هنري گشتند. عشق ايرانيان به هند در طول تاريخ در وصف نمي گنجد، امپراطوران مغول كتابخانه هاي عظيمي تأسيس نمودند، به اهل قلم سفارش كتاب مي دادند و سپس خوشنويسان و تذهيب كاران و نگارگران به تصوير و تزئين اين كتب مي پرداختند. خلق اين آثار از يك سو به ترويج خط و زبان فارسي انجاميد. و از سوي ديگر زمينه اي را براي خلق آثار بديع هنري در قالب خط، تذهيب و نقاشي فراهم نمود. دوران هنر اسلامي شبه قاره هند در عهد شاهجهان به كمال خود رسيد.

با شروع سلطه دولت بریتانیا و تسلط آن بر منطقه دوران جدیدی در معماری هند آغاز شد ، دورانی که با ورود فرهنگ غربی به هند ، سبک ها و شیوه های آن روزگار مغرب زمین نیز وارد شبه قاره شد .سبک هایی همچون گوتیک ، Imperial ، مسیحی و ویکتورین که هر یک به نوبه خود هند و معماریش را مت‍‍اثر کردند . در دوران استعمار هند انگلیسی ها ساختمان های زیادی را در بخش وسیعی از این کشور بنا نهادند که بسیاری تا کنون پا برجا مانده اند ، همچون کالج سلطنتی و دروازه هند در بمبئی

 

تاج‌محل

تاج‌محل مقبره‌ای است با ۵۸ متر بلندی، ۵۶ متر پهنا که در نزدیکی اگرا در ایالت اوتار پرادش هندوستان بر روی یک تخته عظیم ۱۰۰ متر × ۱۰۰ متر مرمرین ساخته شده‌است. این بنای بزرگ، در یک باغ پهناور ۱۸ هکتاری قرار دارد، که در مرکز این باغ برکه آب طولانی‌ای وجود گرفته‌است. تاج محل به دستور شاه جهان، امیر گورکانی هند به منظور یادبود از همسر محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) بهنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. وى از شوهرش درخواست كه پس از وى زنی نگیرد و براى او مقبره‌اى بسازد كه بدان نام وى جاويد بماند.

همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی می‌باشد. این ساختمان بر پایه مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی تاسیس شده‌است و در ساخت آن ۲۰،۰۰۰ هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا به خصوص ایران، شبه قاره هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشته‌اند. آغاز ساخت تاج‌محل سال۱۶۳۲ بود و پایان آن سال ۱۶۴۸ (میلادی) به انجام رسید.

تاج محل در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است .

مسجد جامع دهلی

مسجد جامع دهلی مهمترین مسجد در بخش قدیمی دهلی در هندوستان است که بزرگترین و مشهورترین مسجد هندوستان محسوب می شود و فرمان ساخت آن توسط شاه جهان امپراطور مغول صادر و در سال 1656 میلادی تکمیل شد . این مسجد در هندوستان با نام "مسجد جهان نما" شهرت دارد و مسجد جامع تنها اشاره ای به برگزاری نماز جماعت روزهای جمعه در این مسجد است. محوطه خارجی این مسجد می تواند بیش از 25 هزار نمازگزار را در خود جای دهد. این مسجد همچنین دربرگیرنده چندین قطعه اشیای باستانی و عتیقه بوده که در آن میان می توان به قرآنی اشاره کرد که روی پوست آهو نوشته شده است . شاه جهان چندین مسجد مهم دیگری را چون مساجد آگره، اجمر و لاهور ساخته است. طرح طبقات مسجد جامع بسیار به موتی مسجد (مسجد مروارید) در آگره شباهت دارد، اما مسجد جامع بزرگتر از آن بوده و دارای دو طبقه است. قسمت اعظم این مسجد به علت وسعت زیر بنایی که شاه جهان برای آن برگزید بعدها به آن اضافه شد. شاه جهان حاکم مغول همان شاهی بود که دستور ساخت تاج محل را در شهر آگره، هندوستان برای همسر محبوب خود ممتاز محل نیز صادر کرد . محوطه خارجی مسجد از طرف شرق، شمال و جنوب به سه ردیف پلکان منتهی می شود که همگی با ماسه سنگهای قرمز رنگ ساخته شده است. در شمالی مسجد 39 پله، در جنوبی 33 پله و در شرقی که محل ورود خانواده سلطنتی بوده 35 پله دارد. این پله ها برای جایگیری دکه های غذایی و فروشگاه ها هنرمندان خیابانی مورد استفاده قرار می گرفت . مسجد جامع دهلی رو به سمت غرب دارد و هر سه طرف آن با ایوانهای طاقدار قوسی شکل پوشانده شده که درگاه برج مانند آن رو به مرکز مسجد قرار دارد . این مسجد حدود 800 متر طول و 27 متر عرض دارد و سقف آن با سه گنبد پوشانده شده است . هر کدام از گنبدهای این مسجد با مرمرهای سیاه و سفید کار شده اما گنبد بالایی آن با طلا پوشانده شده است . دو مناره این مسجد 40 متر ارتفاع دارد و دربرگیرنده 130 پله است که با مرمر سفید و سنگ ماسه قرمز فرش شده است. در محوطه پشتی این مسجد نیز چهار مناره کوچک که به مناره های جلویی شباهت دارد قرار گرفته است . زیر گنبدهای مسجد سالنی قرار گرفته که هفت ورودی قوس دار آن رو به سمت غرب است و دیوارهای مساجد تا ارتفاع کمر با مرمر پوشانده شده است. غیر از این سالن نیز، سالن اقامه نماز دیگری در مسجد قرار دارد که 60 در 27 متر مربع تخمین زده شده است و هفت ورودی قوس دار دارد. در بالای هر کدام از این ورودیهای قوسی شکل لوحهایی از مرمر سفید قرار داد که 2/1 متر طول و 76 سانتی متر عرض دارد که روی آن با مرمر سیاه حکاکی شده است. روی این لوحها تاریخ ساخت مسجد حک و از فضائل و سلطنت شاه جهان نقل شده است .

کف مسجد با مرمر سیاه و سفید فرش شده و قسمتی که قرار است سجاده هر نمازگزار باشد با سنگهای مرمر مشخص شده است. این سجاده های مرمرین از نظر اندازه 44/91 سانتی متر در 50 سانتی متر بوده و در در مجموع 899 سجاده سیاه مرمرین در کف مسجد جایگذاری شده است

معابد هندی

معبد بهایی – دهلی

معبد میناشکی

معبد چنیگرایا

معبد نیسدن

معبد راناکپور

معبد تانجاور

معبد نارایان

هنر ترسیم بر دیوارهای معابد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 11:55  توسط shiiva shahbazi  | 

غذای هندی3

1- کاری پنیر:
یکی از کاریهای است که به چند دلیل بعنوان اولین کاری انتخاب کردم اول که همه جای دنیا در رستورانهای هندی اسمش paneer استو دیگر اینکه لذیذه و آسونم طبخ میشه

مواد مورد نیاز:

1-300 گرم پنیر قالبی های که الان همه شرکتها میسازند و قبلا به بلغاری معرف بودن یا 250 گرم لیقوان
2-یک قاشق روغن
3- یک پیاز بزرگ رنده شده
4- یک گوجه فرنگی بزرگ رنده شده
5- یک قاشق زنجبیل له شده
6- یک قاشق سیر له شده
7- زردچوبه زیره گشنیز و فلفل هر کدام نصف قاشق چای خوری
8- فلفل سبز(با فلفل دلمه اشتباه نکنید) ریز شده یک قاشق غذا خوری
9- نمک و ادویه با توجه به سلیقتون

روش طبخ:
در مایتابه ای نچسب روغن را حرارت میدیم سپس پیاز و بعدش گوجه فرنگی را سرخ میکنیم بعد غیر از پنیر همه مواد را اضافه کرده اجازه میدهم 5 دقیقه حرارت ببینه بعد گاز را خاموش کرده پنیر ها را که به قطعات 60 گرمی مکعب در آوردیم اضافه میکنیم 5 دقیقه بعد غذا اماده است نوش جان

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 19:42  توسط shiiva shahbazi  | 

غذای هندی 2

میگو و سبزیجات

برای 5 نفر

مواد لازم:

600 گرم                      میگو پوست کنده و پاک شده
2 عدد                          بادمجان قطعه شده
2 عدد                          کدو قطعه شده
400 گرم                      گوجه فرنگی خرد شده
300 میلی گرم             شیر نارگیل
2 عدد                          پیاز خرد شده
2 عدد                          فلفل دلمه پاک شده خرد شده
2 عدد                          فلفل سبز تند خرد شده
2 قاشق غداخوری       آب لیمو
2 قاشق غداخوری       روغن گیاهی
2 قاشق غداخوری       گیشنیز
2 قاشق چای خوری     فلفل قرمز
1 قاشق چای خوری     زردچوبه
1 قاشق چای خوری     رازیانه
1 قاشق چای خوری     رب سیر
1 قاشق چای خوری     رب زنجبیل
1 قاشق چای خوری     رب گوجه فرنگی


روغن را داغ کنید سپس پیاز ها را اضافه کرده در حرارت ملایم به مدت 10 دقیقه حرارت دهید تا طلایی شوند
رب سیر و رب زنجبیل و فلفل سبز قطعه شده را اضافه کنید و 2 دقیقه هم بزنید گیشنیز فلفل قرمز  رازیانه و زردچوبه را اضافه کرده و بمدت 5 دقیقه هم بزنید
حالا کدو بادمجان و فلفل دلمه را اضافه میکنیم بعد از 3 دقیقه همزدن گوجه فرنگیها و رب گوجه فرنگی را اضافه بعد مخلوط شدن آبلیمو و شیر نارگیل را اضافه و هم میزنیم نمک و ادویه به میزان لازم را با یک قاشق غذاخوری آب اضافه میکنیم حرارت را زیاد کرده درب قابلمه را گذاشته تا 25 دقیقه جا بیفته... بنا به جنس قابلمه و حرارتون هرازگاهی باید خوراک را همبزنین
حالا میگو ها را اضافه کرده هم زده مجدد 12 دقیقه سر بسته حرارت میدهم...
با برنج نوش جان کنید

بنا به سلیقتون میتوانید همراه کدو بادمجان بامیه نیز اضافه نمایید

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 19:41  توسط shiiva shahbazi  | 

مطالب قدیمی‌تر